تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
شرح
مصداق شىء - بدون قيد - نيست بلكه محمول ، مقيّد و در صورتى كه محمول ، مقيّد است اگر قضيّه بخواهد ضروريّه باشد بايد آن قيد هم ضرورى باشد و چنانچه قيد و وصفش ضرورى نباشد - مانند ضحك و كتابت - در نتيجه ، سبب نمىشود كه محمول مقيّد ، ضرورى باشد يعنى محمول مقيّد به قيد غير ضرورى ، همان امكانى را كه داشت ، بعد از اخذ مصداق شىء در مفهوم مشتق باز هم قضيّهء ممكنه است پس جهت و مادّهء قضيّهء « الانسان ضاحك » و « الانسان انسان له الضّحك » ممكنه است نه ضروريّه « 1 » . صاحب فصول در كلام خود تنظّر نموده و فرموده‌اند در جواب ما به محقّق شريف « نظر » هست و فرمايش ايشان صحيح است . تذكّر : بعد از ذكر خلاصهء بعضى از مطالب قبل به توضيح متن مىپردازيم كه : بحث فعلى ما اين است كه منظور و مقصود صاحب فصول از عبارتى كه در « فيه نظر » - لانّ الذّات المأخوذة مقيّدة بالوصف . . . - آورده چيست . مصنّف ، كلام صاحب فصول را به نحوى معنا كرده كه اشكال مهمّى متوجّه صاحب فصول شده ولى بايد گفت كه منظور صاحب فصول ، مطلبى نيست كه مرحوم آقاى آخوند از كلام ايشان استفاده و برداشت كرده‌اند . مقصود واقعى صاحب فصول ، چيز ديگرى است كه آن را توضيح خواهيم داد . سؤال : منشأ اشتباه مذكور چه بوده ؟ جواب : مثالى در كلام « 2 » صاحب فصول هست كه آن مثال در نسخه‌ها اشتباها ذكر شده ، در آن مثال ، مبتدائى بدون خبر ، ذكر شده و در نتيجه ، مرحوم آقاى آخوند در
هامش
( 1 ) - كه قبلا به نحو مشروح آن را بيان كرديم . البتّه مصنّف ، كلام صاحب فصول را مخدوش نمودند - فى قوله « و يمكن أن يقال ان عدم كون ثبوت القيد ضروريّا . . . » - ( 2 ) - ضمنا متن كتاب فصول را در صفحهء 353 همين كتاب آورده‌ايم .