إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 333
و قد أورد عليه في الفصول ، بأنّه يمكن أن يختار الشّقّ الأوّل ، و يدفع الإشكال بأنّ كون النّاطق - مثلا - فصلا ، مبنيّ على عرف المنطقيّين ، حيث اعتبروه مجرّدا عن مفهوم الذّات ، و ذلك لا يوجب وضعه لغة كذلك [ 1 ] . مىشود و اين همه بين آن دو ، اختلاف پيدا مىشود لذا محقّق شريف فرمودهاند : معناى مشتق ، بسيط است نه مركّب ، نه مفهوم شىء و نه مصداق شىء هيچكدام در معناى مشتق ، اخذ نشده . معناى ضاحك و ضارب مانند همان معناى فارسى آن دو هست . ضارب ، يعنى زننده ، كه يك عنوان بسيط است البتّه براى تحقّق عنوان « ضاربيّت » بايد زيد ، ضرب ، و مضروبى باشد تا عنوان مذكور تحقّق پيدا كند امّا بعد از اينكه مقدّماتش فراهم شد ، يك عنوان « بسيط » انتزاعى به نام ضارب يا ضاحك داريم . پاسخ صاحب فصول به محقّق شريف [ 1 ] - صاحب فصول « ره » فرمودهاند از هر دو شقّ كلام محقّق شريف مىتوان جواب داد كه : الف : مانعى ندارد كه مفهوم « شىء » در معناى ناطق ، اخذ شود و اشكال دخول عرض عام در فصل را هم جواب مىدهيم كه : معناى ناطق به حسب لغت و منطق ، متفاوت است . معناى ناطق از نظر لغت « شىء له النّطق » است و شيئيّت در مفهوم آن ، اخذ شده پس معنايش مركّب است امّا منطقيين كه ناطق را فصل انسان ، قرار دادهاند ، شيئيّت آن را حذف كرده يعنى با القاء مفهوم « شىء » آن را فصل انسان قرار دادهاند بنابراين معناى ناطق از نظر لغت با معناى منطقى آن تفاوت دارد و ما - اصوليّين - در نزاع مشتق با معناى منطقى آن كارى نداريم بلكه در صدد تعيين موضوع له مشتق هستيم پس :