تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
آيا مقصود از « نطق » ، نطق ظاهرى است يا منظور ، ادراك باطنى مىباشد ؟ هريك از آن دو باشد ، جزء ذاتيّات انسان نيست زيرا : نطق ظاهرى به اصطلاح منطقيّين از مقولهء كيف است آن‌هم كيفى كه قابل شنيدن مىباشد و كيف از اعراض و از مقولات عرضيّه است نه از ذاتيّات . و اگر مقصود از نطق ، درك كلّيّات و به اصطلاح « علم » باشد - ناطق يعنى عالم و كسى كه مىتواند كلّيّات را درك كند - در ماهيّت علم بحث كرده‌اند بعضى گفته‌اند : الف : علم از مقولهء كيف است - يك نوع خصوصيّتى است كه براى ذهن انسان ، پيش مىآيد - ب : ماهيّت علم از مقوليهء اضافه است - به ملاحظهء ارتباطى كه بين علم و معلوم مطرح است - ج : ماهيّت علم از مقولهء انفعال است - آن حالت تأثّرى است كه براى ذهن و نفس انسان ، رخ مىدهد - ماهيّت علم ، چه از مقولهء كيف ، چه اضافه و چه از مقولهء انفعال باشد ، تمامش از مقولات عرضيّه است و جزء ذاتيّات انسان نمىتواند واقع شود بنابراين ، كلمهء ناطق را به هر نحو ، معنا كنيد فصل انسان نيست . سؤال : چرا در منطق « ناطق » را به عنوان فصل انسان معرّفى كرده‌اند ؟ جواب : فصل حقيقى اشياء را غير از خداوند علام الغيوب كه خالق اشياء است ، كسى نمىداند و هيچ‌كس نمىتواند فصول اشياء را درك كند زيرا فصول اشياء عبارت است از « ما به الاشياء اشياء » آن صورتى است كه به آن صورت ، شىء ، شيئيّت پيدا مىكند و درك واقعى آن منحصر به خداوند متعال است لذا چون ملاحظه كرده‌اند كه نمىتوان فصل حقيقى را درك كرد ، چيزى را كه اشاره به فصل حقيقى مىكند و از اظهر خواصّ فصل حقيقى است ، جانشين فصل قرار داده‌اند بنابراين « ناطق » يك فصل منطقى معروف است نه فصل حقيقى فلسفى زيرا فصل حقيقى براى ما قابل درك نيست .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 335 | الشيخ فاضل اللنكراني