تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و فيه : إنّه من المقطوع أنّ مثل الناطق قد اعتبر فصلا بلا تصرّف في معناه أصلا ، بل بماله من المعنى ، كما لا يخفى . و التّحقيق أن يقال إنّ مثل النّاطق ليس بفصل حقيقي ، بل لازم ما هو الفصل و أظهر خواصّه ، و إنّما يكون فصلا مشهوريّا منطقيّا يوضع مكانه إذا لم يعلم نفسه ، بل لا يكاد يعلم ، كما حقّق في محلّه [ 1 ] .
شرح
معناى ناطق از نظر لغت ، مركّب است امّا در منطق ، عنوان « شىء » را از آن حذف نموده‌اند و اشكال دخول عرض عام در فصل هم مندفع مىباشد .

نقد و بررسى كلام صاحب فصول

[ 1 ] - اشكال يا جواب صاحب فصول انصافا نادرست است زيرا : نمىتوان پذيرفت كه منطقيّين در معناى ناطق ، تصرّف كرده و قسمتى از معناى لغوى را حذف سپس آن را به عنوان فصل انسان به من و شما معرّفى كرده‌اند و بيان مذكور ، خلاف ظاهر است بلكه ظاهر ، اين است كه : « ناطق » با همان معناى لغوى در علم منطق به عنوان فصل انسان ، معرّفى شده لذا جواب صاحب فصول ، قابل قبول نيست ولى ما مىتوانيم جوابى به محقّق شريف بدهيم كه : شما فرموديد اگر مفهوم شىء در معناى ناطق ، مأخوذ باشد ، عرض عام ، داخل فصل مىشود ، ما مىگوئيم كلام مذكور بر اين اساس است كه « ناطق » فصل انسان باشد ولى قبول نداريم كه آن ، فصل انسان است به عبارت ديگر ، اشكال شما - صاحب فصول - در صورتى وارد است كه « ناطق » فصل انسان باشد ولى ما نمىپذيريم كه « ناطق » فصل انسان باشد . مصنّف ، دليل خود را بيان نكرده‌اند ولى بعضى از محشّين چنين گفته‌اند :