إن قلت : نعم ، و لكنّ الظّاهر أنّ الإمام - عليه السّلام - إنّما استدلّ بما هو قضيّة ظاهر العنوان وضعا ، لا بقرينة المقام مجازا ، فلا بدّ أن يكون للأعمّ ، و إلّا لما تمّ [ 1 ] .
شرح
و لو در يك روز ، عبادت صنم نمودهاند و همين امر ، كافى است كه از احراز مقام رهبرى ، محروم باشند .
سؤال : بالاخره وصف و عنوان مذكور به كداميك از دو نحو مذكور ، اخذ شده ؟
جواب : قرينه و دليلى نداريم كه وصف مزبور به نحو سوّم در آيهء شريفه ، اخذ شده باشد بلكه جلالت و عظمت مقام خلافت و امامت ، قرينهء آشكارى است بر اينكه اگر كسى آنا ما داراى عنوان « ظالميّت » باشد به مقام خلافت و زعامت نمىرسد .
خلاصه : استدلال ، متوقّف بر اين نيست كه مشتق در اعم ، حقيقت باشد بلكه اگر در خصوص متلبّس هم حقيقت باشد ، استدلال ، تمام و كامل است زيرا امامت ، مقامى بس عظيم است كه اگر كسى يك روز يا يك لحظه ، عبادت صنم كرده باشد ، همين امر كافى براى عدم نيل به مقام رهبرى است و . . .
[ 1 ] - اشكال : ظاهر استدلال امام ( عليه السّلام ) اين است كه : به ظاهر آيه ، به حسب وضع آن استدلال نمودهاند نه اينكه استدلال به ملاحظهء قرينهء مقاميّه باشد و لفظ ظالمين ، مجازا استعمال شده باشد و امام ( عليه السّلام ) به معناى مجازى به ملاحظهء قرينه ، استدلال نموده باشند .
به عبارت ديگر ، بنابراين كه اخذ « ظلم » در عنوان حكم ، علّت تامه نباشد كه حكم ، دائر ، مدار آن باشد - وجودا و عدما - بلكه علّت باشد به اين معنا كه مجرّد وجودش كافى باشد و لو در يك لحظه - سابقا - پس لابد عنوان « ظالم » مجازا استعمال شده در ظالمى كه سابقا متلبّس به ظلم بوده و قرينهء مقاميّه بر اين معناى مجازى هست بنابراين :
امام ( عليه السّلام ) به معناى مجازى كه خلاف ظاهر لفظ است استدلال نموده و اين