تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
قيد ، مربوط به مسلوب است ، آيا به هيئت آن ارتباط دارد يا به مادّهء آن . به عبارت ديگر ، شما كه قضيّه سالبه ، تشكيل مىدهيد قيد را در جانب هيئت - ضارب - اخذ مىكنيد يا مربوط به مادّه - ضرب - مىدانيد ؟ - نتيجهء آن دو مختلف است - 1 - گاهى مىگوئيم « زيد ليس بضارب الآن » يعنى اكنون كه از زيد ، ضرب ، منقضى شده ، او ضاربيّت ندارد - قيد الآن ، مربوط به هيئت ضارب است - در اين صورت با اين كه مسلوب ، مقيّد است ، درعين‌حال ، دلالت بر مجازيّت مشتق ، نسبت به منقضى مىكند زيرا اگر مشتق در اعم ، حقيقت باشد مىتوان گفت « زيد ضارب الآن » و لو بضرب قبلى ، يعنى ضرب ديروز ، سبب مىشود كه اكنون عنوان ضاربيّت بر او صادق باشد . خلاصه : اگر در قضيّهء سالبه ، قيد را مربوط به هيئت مسلوب و ضارب بدانيم ، در اين صورت ، قضيّهء سالبه با اينكه مقيّد است ، امّا دلالت بر مدّعاى ما مىكند مانند فرض الف و ب . 2 - اگر قيد را مربوط به مادّهء ضارب دانستيم در اين فرض ، صورت قضيّه چنين است « زيد ليس بضارب بالضّرب الفعلى » يعنى زيد به ضرب فعلى ، ضارب نيست و اين مطلب ، منافاتى ندارد كه زيد به ضرب ديروز ، ضارب باشد . فقط ايراد متشكل در اين صورت - كه قيد ، مربوط به ماده ضارب باشد - وارد است زيرا او مىگفت با توجه به جملهء « زيد ليس بضارب بضرب فعلى » منافاتى ندارد كه زيد به‌سبب ضرب ديروز ، عنوان ضاربيّت داشته باشد كه اين فرض را به نحو مشروح در بيان ايراد متشكل ، توضيح داديم . جمع‌بندى : چهار صورت براى قضيّهء سالبهء مقيّده ، تصوير نموديم در سه صورت ، ايراد مستشكل ، وارد نبود و در يك صورت - كه قيد ، مربوط به مادّهء ضارب باشد - اشكال او وارد بود لكن مصنّف فرمودند الزامى نداريم آن قيد را مربوط به مسلوب بدانيم