خلاصه : اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت هل هو اصل عقلائى ام شرعى ؟
اگر بگوئيد اصل مذكور يكى از اصول عقلائى است به شما پاسخ مىدهيم كه :
عقلاء در « تعيين موضوع له » و در مواردى كه موضوع له لفظى مردّد بين خاص و عام باشد ، اصلى بنام اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت ندارند شما هم مىتوانيد به عقلاء مراجعه كنيد و بگوئيد موضوع له لفظى براى ما مشخّص نيست - كه آيا خاص است يا عام - وظيفهء ما چيست آنها اصلى به نام عدم ملاحظهء خصوصيّت به شما ارائه نمىدهند .
آرى اگر موضوع له يك لفظ ، مشخّص باشد امّا شما در مراد متكلّم ، شك داشته باشيد در اين صورت مىتوانيد به اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت - اصالت العموم - تمسّك كنيد . مثلا مولا گفته « اكرم العلماء » مىدانيم كه كلمهء « العلماء » جمع و داراى الف و لام هست و دلالت بر عموم مىكند لكن ترديد داريم كه آيا مراد متكلّم از « العلماء » گروه خاصّى از علماء بوده يا نه در اين صورت ، براى تعيين مراد مولا ، اصالت عدم خصوصيّت - اصالت العموم - جارى نموده و مىگوئيم مقصود او تمام علماء هست ولى در باب مشتق ، بحث ما در تعيين « مراد متكلّم » نيست بلكه در تشخيص و تعيين « موضوع له » هيئت مشتق ، نزاع داريم و در چنين بحثى عقلاء ، اصلى به نام اصالت عدم خصوصيّت ندارند .
و چنانچه بگوئيد مقصود از اصل مذكور ، يك اصل شرعى است يعنى همانطور كه در ساير موارد به وسيلهء لا تنقض اليقين بالشّك ، استصحاب ، جارى مىكنيم در محلّ بحث هم « لا تنقض » دليل بر استصحاب هست و جريان استصحاب چنين است كه :
واضع ، قبل از آنكه بر كرسى وضع قرار گيرد و هيئت مشتق را وضع كند ، بلا اشكال ، لحاظ خصوصيّت نكرده بود وقتى در مقام وضع برآمد و خواست هيئت مشتق را وضع كند ترديد مىكنيم كه آيا لحاظ خصوصيّت نمود يا نه ، در نتيجه ، استصحاب
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 286
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٨٦