تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
اشكال : عموم و خصوص با يكديگر تعارضى ندارند ، خصوص ، مطلبى زائد بر عموم است « حيوان ناطق » مطلبى زائد بر حيوان است اگر شما شك نمائيد ، شكتان راجع به ملاحظهء خصوصيّت و عدم ملاحظهء خصوصيّت است و الا اصل عموم كه عبارت از حيوانيّت است بلا اشكال لحاظ شده لذا فقط اصلى كه جارى مىشود عبارت از اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت است و معارضى هم ندارد - نمىتوانيد اصالت عدم ملاحظهء عموم را معارض قرار دهيد - شما مىدانيد كه عموم ، رعايت شده ولى نمىدانيد خصوص ، لحاظ شده است يا نه . جواب : « عموم » در ما نحن فيه مانند « عموم » دربارهء حيوان و ناطق نيست اين عموم ، خودش لحاظ شده چون يقين داريم كه مشتق ، نسبت به زمان مستقبل ، مجاز است - يك مورد خاص ، مسلّما داخل بحث نيست - لذا امر ، دائر بين اين است كه آيا معنائى را كه واضع در نظر گرفته - كه مسلّما زمان استقبال از آن خارج است - يك معنائى است كه فقط منطبق بر متلبّس مىشود يا اينكه بر متلبّس و منقضى انطباق پيدا مىكند و اگر شما اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت را جارى كنيد ما هم اصالت عدم ملاحظهء عموم را جارى مىنمائيم لذا ما نحن فيه را نمىتوان به « حيوان ناطق » قياس كرد و گفت عمومش مسلّم لكن خصوصش مورد ترديد است ، نه ، در محلّ بحث هر دو طرف محل ترديد است . ثانيا : تعيين كنيد كه اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت چه نوع اصلى است و چه دليلى بر اعتبارش داريد . آيا اصل مذكور ، مانند اصالت الحقيقت و اصالت عدم القرينة ، يك اصل عقلائى است و يا اينكه يك اصل شرعى است و از طريق دليل استصحاب - لا تنقض اليقين بالشّك - بايد استفاده شود ؟