شرح
فرموديد : « . . . بعد الاتّفاق على كونه [ اى المشتق ] مجازا فيما يتلبّس به [ اى المبدأ ] فى الاستقبال » يعنى چنانچه ذاتى - زيد - در آينده مىخواهد تلبّس به مبدئى مانند ضرب ، پيدا كند ولى ما به لحاظ اينكه او مثلا فردا اشتغال به ضرب پيدا مىكند ، الآن عنوان ضارب را بر او منطبق نمائيم و بگوئيم « زيد ضارب غدا » بلا اشكال ، استعمال آن مشتق ، مجاز است نه حقيقت .
مثال ديگر : اگر به كسى كه امروز وارد حوزهء علميّه شده تا تحصيل كند ، عنوان مجتهد را اطلاق نمائيم به اعتبار اينكه او سى سال ديگر ملكهء اجتهاد را كسب مىكند ، قطعا استعمال مشتق در آن فرد ، مجاز است نه حقيقت .
امّا شما در بحث فعلى و در امر پنجم فرموديد در جملهء « سيكون زيد ضاربا غدا » ، اطلاق ضارب بر زيد ، حقيقت است .
خلاصه : ابتداى بحث مشتق فرموديد اطلاق ضارب بر زيد در جملهء « زيد ضارب غدا » قطعا « 1 » مجاز است ولى اكنون فرموديد اطلاق ضارب بر زيد در جملهء « سيكون زيد ضاربا غدا » قطعا « 2 » حقيقت است و بين دو كلام شما منافات هست .
جواب : كلام فعلى ما با اتّفاق علماء كه « زيد ضارب غدا » مجاز است منافاتى ندارد زيرا جملهء « زيد ضارب غدا » كه اتّفاق بر مجازيّت آن شده از قبيل امثلهء قسم دوّم ما هست كه « حال نسبت با حال تلبّس » مختلف است و حكم به ضاربيّت الآن شده به ملاحظه اتّصاف و تلبّس در غد بهخلاف جملهء « سيكون زيد ضاربا غدا » كه ( حال تلبّس ) و ( حال نسبت ) متّحد است .
و از اينجا معلوم شد كه در جملهء « زيد ضارب امس » هم اگر اطلاق و نسبت ، الآن
هامش
( 1 ، 2 ) - و بلا خلاف .