إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 258
على قيام المبادي بها قيام صدور أو حلول أو طلب فعلها أو تركها منها ، على اختلافها [ 1 ] . امر سوّم [ 1 ] - در امر دوّم هم اشاره كرديم كه مشتقّ ادبى با مشتقّ اصولى تفاوت دارد . در ادبيّات ، افعال و مصادر مزيد فيها ، عنوان اشتقاق دارند . البتّه مصادر مجرّد ، خودشان داراى عنوان مبدأ هستند و تمام مشتقّات - به قولى - از مصادر مجرّد گرفته شدهاند لذا توهّم نمىشود كه مصادر مجرد ، داخل محلّ نزاع در بحث مشتق باشند امّا نسبت به مصادر مزيد و افعال ، جاى اين توهّم هست كه كسى بگويد آن دو هم داراى عنوان مشتقّ اصولى هستند . مصنّف « ره » فرمودهاند مصادر مزيد و افعال ، خارج از نزاع در باب مشتق هستند زيرا ما براى مشتقّ اصولى ضابطهاى بيان كرديم كه آن ضابطه ، شامل افعال و مصادر مزيد نمىشود و قاعدهء مذكور اين بود كه : مشتقّ اصولى عنوانى براى ذات بود يعنى ذات ، مبدأ و تلبّس ذات به مبدئى مطرح بود كه از آن تلبّس ، عنوانى انتزاع مىشد كه آن عنوان بر ذات ، صادق بود ، تطبيق بر ذات مىكرد و به تعبير مصنّف جرى بر ذات داشت و برآن حمل مىشد يعنى مىتوان يك قضيّهء حمليه تشكيل داد و مثلا گفت « زيد ضارب » يعنى زيد ، همان ضارب است . امّا در افعال و مصادر ، اين خصوصيّت وجود ندارد چون مصادر فقط دلالت بر مبدأ دارند و كارى با ذات ندارند معناى « ضرب » ، زدن است امّا ذاتى باشد و اتّصاف به ضرب داشته باشد ، خير . در معناى مبدأ اصلا ذات و تلبّس ، لحاظ نشده و مبدأ با ذات مغاير است و اتّحاد با ذات پيدا نمىكند و نمىتوان گفت زيد ، همان ضرب است و اگر گاهى مىگويند « زيد عدل » از باب مجاز است بنابراين مصادر از محلّ نزاع در باب مشتق ، خارج