و اخرى لأحدهما ، و هذا بخلاف التّداخل في بعض المسائل ، فانّ حسن تدوين علمين - كانا مشتركين في مسألة ، أو أزيد - في جملة مسائلهما المختلفة ، لأجل مهمّين ، ممّا لا يخفى [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - جواب : بيان مذكور نه تنها بعيد است بلكه ممتنع هم مىباشد البتّه امتناع عقلى - كه مستلزم اجتماع نقيضين يا ضدّين هست - ندارد بلكه ممتنع عادى مىباشد يعنى عادتا نمىتوان دو غرض و دو هدفى داشت كه بين آنها تلازم باشد بهنحوىكه مسألهاى كه محصّل غرض « الف » باشد ، محصّل غرض « ب » هم باشد .
حال اگر چنين ممتنع عادى تحقّق پيدا كرد بايد چنين فرض نمود كه : نبايد دو كتاب نوشت و ملتزم به دو علم شد بلكه بايد يك كتاب نوشت و نام آن را يك علم نهاد لكن بايد گفت برآن ، دو غرض و دو هدف مترتّب است و اگر كسى طالب آن دو است آن كتاب را بخواند و چنانچه كسى خواهان يك غرض هم هست همان كتاب را ببيند و اگر كسى طالب غرض ديگر هم هست همان يك كتاب را مطالعه نمايد امّا اينكه دو غرض با يكديگر متغاير هستند - و لو متلازم هم مىباشند - سبب نمىشود كه ما دو كتاب و دو علم تدوين نمائيم زيرا عقلاء چنان مطلبى را نمىپذيرند .
سؤال : چه فرقى بين تداخل بعض المسائل و تداخل كلّ المسائل هست ؟
جواب : از نظر عقلى ، فرقى بين آن دو نيست زيرا اگر تداخل در بعض المسائل ممكن شد ، تداخل در كلّ المسائل هم امكانپذير است امّا نكتهء مهم ، اين است كه مسألهء تدوين يك علم و دو علم يا تدوين يك كتاب و دو كتاب ، يك مسئله عقلى نيست بلكه از مسائل عرفى و عقلائى مىباشد .
در مواردى كه بعضى از مسائل ، تداخل داشته باشد - مانند علم اصول و علم لغت كه در بعضى از مسائل بينشان تداخل هست - عقلاء تقبيح نمىكنند كه شما دو علم ، دو كتاب و دو عنوان تدوين نمائيد امّا در مواردى كه تداخل در همهء مسائل وجود داشته