و لكنّك غفلت عن أنّه لا دلالة لها أصلا على أنّ إرادتها كان من باب إرادة المعنى من اللفظ ، فلعلّه كان بارادتها في أنفسها حال الاستعمال في المعنى ، لا من اللفظ ، كما إذا استعمل فيها ، أو كان المراد من البطون لوازم معناه المستعمل فيه اللفظ ، و إن كان أفهامنا قاصرة عن إدراكها [ 1 ] .
شرح
وقوع استعمال الفاظ در اكثر از معنا - در قرآن مجيد - مىكند و مىدانيد كه : « ادلّ دليل على امكان الشىء وقوع الشىء » هست .
[ 1 ] - دفع توهّم : به چه كيفيّتى از اخبار مذكور ، استفاده مىكنيد كه الفاظ قرآن در معانى كه جنبهء بطون دارد ، عنوان « استعمال » پيدا كرده است ؟
آيا همانطور كه الفاظ قرآن در معانى ظاهرى استعمال شده در معانى هفت يا هفتادگانه هم - در عرض معانى ظاهرى - استعمال شده بهنحوىكه مستعمل فيه متعدّد باشد .
مىدانيد محل بحث ما موردى است كه يك مستعمل و چند مستعمل فيه داشته باشيم كه آنها در عرض هم باشند و هركدام استقلال و انفراد داشته باشند لذا مىگوئيم روايات ، دلالت نمىكنند كه الفاظ قرآن در بطون هفت يا هفتادگانه استعمال شده باشند .
سؤال : روايات مذكور را چگونه معنا مىكنيد ؟
جواب : الف : ممكن است خداوند متعال درحالىكه الفاظ را در معانى ظاهر استعمال نموده ، آن معانى باطن را هم اراده نموده - نه اينكه از لفظ اراده شده باشد بلكه در حال استعمال لفظ در معناى خودش ، آن بطون را هم اراده نمودهاند .
سؤال : چه ارتباطى بين الفاظ و آن معانى باطنى هست ؟
جواب : فرض كنيد الفاظ قرآنى ، نشانه و علامت آن معانى متعدّد هستند نه اينكه در آنها استعمال شده باشند .
ب : معانى هفت يا هفتادگانه لازمهء معناى ظاهرى - مستعمل فيه - هستند يعنى لفظ در ملزوم - معناى ظاهرى - استعمال شده امّا بر لوازم هم دلالت مىكند گرچه عقول