وهم و دفع : لعلّك تتوهّم أنّ الأخبار الدّالّة على أنّ للقرآن بطونا - سبعة أو سبعين - تدلّ على وقوع استعمال اللفظ في أكثر من معنى واحد ، فضلا عن جوازه [ 1 ] .
شرح
استعمالش مجازى باشد نه حقيقى .
تذكّر : اشكال يا جواب سوّمى كه مصنّف ، نسبت به كلام صاحب معالم ، بيان كردند فقط در لفظ تثنيه است نه جمع زيرا :
تثنيه براى دو فرد وضع شده نه بيشتر بهخلاف لفظ جمع كه براى آن حدّ اقل تعيين شده ، امّا حداكثرى ندارد . معناى عينين دو عين است نه بيشتر لذا طبق بيان صاحب معالم قيد وحدتى كه در موضوع له مفرد ، مدخليّت داشت بايد در تثنيه هم دخالت داشته باشد بنابراين اگر تثنيه را در اكثر از معنا بهنحوىكه توضيح داديم ، استعمال نمائيد ، استعمالش مجازى است نه حقيقى بهخلاف لفظ جمع زيرا لفظ جمع حدّاكثرى ندارد پس اشكال يا جواب اخير مصنّف فقط در مورد لفظ تثنيه است نه جمع .
[ 1 ] - يادآورى : رواياتى در مورد قرآن شريف وارد شده كه دلالت مىكند كتاب اللّه ، داراى معانى ظاهرى و باطنى هست منتها روايات دو دستهاند بعضى دلالت دارند كه قرآن مجيد داراى هفت بطن و بعضى ديگر دلالت دارند كه قرآن داراى هفتاد بطن هست ضمنا مىدانيد كه معانى ظاهرى قرآن همان است كه ما كموبيش درك مىكنيم .
توهّم : ممكن است كسى بگويد الفاظ قرآن مجيد ، داراى يك معناى ظاهرى و هفت يا هفتاد بطن هست ، و بطون قرآن ، همان معانى قرآن است بنابراين جملات و الفاظ قرآن در هشت معنا استعمال شده ، يك معناى ظاهرى و هفت معناى باطنى و يا اينكه در هفتاد و يك معنا استعمال شده ، يك معناى ظاهر و هفتاد معناى باطن لذا با وجود روايات مذكور ، شما - مصنّف - چگونه مىگوئيد استعمال لفظ در اكثر از معنا ممتنع است روايات مزبور ، علاوه بر اينكه جواز استعمال را ثابت مىكند ، دلالت بر