شرح
مقصود از بيع ، عقد صحيح است يا منظور ، مطلق العقد است سواء كان صحيحا ام فاسدا به عبارت ديگر آيا الفاظ معاملات براى صحيح وضع شدهاند يا اعمّ از صحيح و فاسد ؟
مصنّف « ره » فرمودهاند : همانطور كه موضوع له الفاظ عبادات را خصوص صحيح دانستيم در باب معاملات هم مىگوئيم الفاظ براى صحيح ، وضع شدهاند يعنى مقصود از بيع ، عقد صحيح است منتها نكتهاى در الفاظ معاملات هست كه :
گاهى صحيح شرعى با صحيح عرفى تفاوت مىكند مثلا عرف ، بعضى از نكاحها و بيعها را صحيح مىداند امّا شارع مقدّس آنها را باطل ، شمرده است از جمله اينكه بين عقلاء ، بيع ربوى رايج است امّا شارع ، آن را باطل مىداند ، بيعى كه در آن جهالت باشد از نظر شارع ، باطل است امّا عقلاء آن را باطل نمىدانند خلاصه اينكه :
اختلافى كه گاهى بين شارع و عقلاء وجود دارد هيچ ارتباطى به حقيقت بيع ندارد بلكه آن دو ، بيع را به يك نحو معنا مىكنند . عقلاء مىگويند : بيع ، عقدى است كه در ملكيّت تأثير كند شارع هم فرموده است بيع ، عقدى است كه تأثير در ملكيّت نمايد . از نظر معنا نسبت به الفاظ معاملات ، بين ، عقلاء و شارع ، اختلافى نيست بلكه اختلاف آنها در مصاديق و افراد هست به اين نحو كه بعضى از مصاديق عقلائى و عرفى مورد تخطئهء شارع قرار گرفته مثلا عرف مىگويد بيع ربوى از مصاديق بيع است ولى شارع فرموده است شما اشتباه مىكنيد و بيع ربوى از مصاديق بيع نيست .
يادآورى : بين شرع و عرف در خصوصيّات و شرائط معاملات اختلاف هست ولى اين مسئله موجب اختلاف در مفهوم معاملات نمىشود .
قوله : « فافهم » « 1 » : اشاره به دقّت است - نه مناقشهء در مطلب - زيرا اين مطلب ، قابل
هامش
( 1 ) - لعله اشارة الى : ان الاختلاف فى المصداق مبنى على ان يكون هناك مفهوم مبين عند الشرع و العرف و هذا -