و منها : صحّة التّقسيم إلى الصّحيح و السّقيم .
و فيه أنّه إنّما يشهد على أنّها للأعمّ ، لو لم تكن هناك دلالة على كونها موضوعة للصّحيح ، و قد عرفتها ، فلا بدّ أن يكون التّقسيم بملاحظة ما يستعمل فيه اللفظ ، و لو بالعناية [ 1 ] .
شرح
« الرّجل الشّجاع اسد » هست امّا اگر بخواهيد عنايت و مسامحه را ناديده بگيريد بلكه با دقّت ، نظر نمائيد به جاى قضيّهء حمليه ، مىتوانيم قضيّهء سلبيّه تشكيل داده و بگوئيم « الصّلاة الفاسدة ليست بصلاة » .
يادآورى : همانطور كه ضمن بيان ادلّهء صحيحى توضيح داديم ، تبادر و عدم صحّت سلب از علاماتى نيست كه انسان بتواند برهان براى آنها اقامه كند - اتّفاقا صحيحى هم به تبادر و صحّت سلب ، تمسّك نمود - بلكه از مسائل وجدانى است و بايد توجّه كرد كه مثلا طرفينى كه ادّعاى تبادر كردهاند ، وجدانا حق با كدامشان هست آيا حق با صحيحى است يا با اعمّى .
البتّه مصنّف « ره » در محل بحث ، شاهد خوبى عليه اعمّىها اقامه كردند كه :
يك معناى مجهول كه نه خودش مشخّص است و نه آثارى دارد چگونه متبادر به ذهن مىشود يعنى شما كه نتوانستيد يك جامعى ارائه دهيد چگونه ادّعاى تبادر مىكنيد .