مىكند ، وقتى آن مخترع تكميل شد ، نام و اسمى را براى مخترع صحيح و كامل خود انتخاب مىكند فرضا كسى كه اتومبيل را اختراع كرده هنگامى كه تمام اجزاء و قطعات آن تكميل شد ، نامى را براى مخترع خود كه « صحيح » و واجد تمام اجزاء باشد ، انتخاب كرده زيرا غرض بر صحيح ، مترتّب مىشود و صحيح است كه منشأ آثار مىباشد و مقتضاى حكمت وضع و جعل اين است كه لفظ را براى صحيح وضع نمايند بنابراين عقلا ، مخترعين و واضعين ، لفظ را براى صحيح وضع مىكنند و ظاهر ، اين است كه شارع مقدّس هم در مقام تسميه همين روش عقلاء را دارد و رويّهء خاصى ندارد . او هم وقتى لفظ يا ماهيّتى را وضع يا اختراع مىكرده هنگام تسميه ، نام را براى صحيح وضع مىنموده است .
تذكّر : البتّه همان مخترع هم توجّه دارد كه ممكن است آن اتومبيل گاهى بر اثر تصادف ، بعضى از اجزاء و لوازمش از بين برود و باز هم لازم است كه آن نام را استعمال نمايند لكن مىگويد استعمال مذكور دائمى نيست . بهعلاوه لزومى ندارد كه در آن هنگام ، لفظ مذكور را به نحو حقيقت استعمال كنند و باب المجاز هم مفتوح و واسع است .
به همين ترتيب در محدودهء شرع هم اگر بخواهند لفظ صلات را در نماز فاسد ، استعمال نمايند ، مانعى ندارد كه به نحو مجاز آن را اطلاق كنند .
مصنّف « ره » در پايان اين دليل فرمودهاند : « و لا يخفى انّ هذه الدّعوى و ان كانت غير بعيدة الا انّها قابلة للمنع » .
دليل چهارم قابل منع هست زيرا :
1 - چه دليلى داريد كه شارع مقدّس هم روش مذكور را در تسميه الفاظ عبادات رعايت كرده باشد . ممكن است او روشى مخصوص به خود داشته باشد .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٨٨