و فيه : أنّ الأعلام إنّما تكون موضوعة للأشخاص ، و التّشخّص إنّما يكون بالوجود الخاصّ ، و يكون الشّخص حقيقة باقيا ما دام وجوده باقيا ، و إن تغيرت عوارضه من الزّيادة و النّقصان ، و غيرهما من الحالات و الكيفيّات ، فكما لا يضرّ اختلافها في التّشخّص ، لا يضرّ اختلافها في التّسمية ، و هذا بخلاف مثل ألفاظ العبادات ممّا كانت موضوعة للمركّبات و المقيّدات ، و لا يكاد يكون موضوعا له إلا ما كان جامعا لشتاتها و حاويا لمتفرّقاتها ، كما عرفت في الصّحيح منها [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - ج : در تصوير اين جامع ، اعمّى مىگويد : الفاظ عبادات ، مانند اعلام شخصيّه است همانطور كه در اعلام شخصيّه ، تبادل حالات ، تفاوتى در صدق لفظ و حقيقت بودن آن نمىگذارد . در الفاظ عبادات هم مطلب به همين نحو است .
توضيح ذلك : خداوند متعال فرزندى را به پدرى عنايت مىكند ، پدر ، نام او را « زيد » مىگذارد فرزند ، كمكم بزرگ مىشود قيافه ، وزن و ساير خصوصيّات او تغيير مىكند امّا نام آن فرزند ، همان « زيد » است و تا زمان پيرى هم عنوان زيد بر او منطبق است و فرضا اگر بر اثر تصادف ، دست و پاى او هم قطع شود ، عنوان زيد بودن او تغيير نمىكند و اختلاف كميّات و كيفيّات در تسميه و نام او هيچگونه فرقى ايجاد نمىكند .
اعمّى مىگويد چه مانعى دارد كه ما اين مطلب را در الفاظ عبادات هم جارى بدانيم يعنى بگوئيم در الفاظ عبادات ، حالات مختلفى كه در نماز صحيح وجود دارد يا حالات گوناگونى كه در نماز فاسد وجود دارد ، سبب تغيير موضوع له و مسمّا نمىشود .
مصنّف « ره » فرمودهاند قياس ، مع الفارق است زيرا :
در اعلام شخصيّه ، وضع و موضوع له هر دو خاص است يعنى وقتى خداوند متعال فرزندى به پدرى مىدهد آن پدر ، شخص و شخصيّت فرزند را در نظر مىگيرد و لفظ زيد را براى او وضع مىكند و شخصيّت او در تمام حالات ، اعم از - صغر و كبر ، محفوظ است و حتّى روز قيامت هم وقتى او محشور مىشود ، خودش را « زيد » مىداند .