شرح
مجاز باشد ؟
اگر بگوئيد مجموع من حيث المجموع نماز نيست بلكه فقط اركان خمسهاش موضوع له نماز است و بقيه اجزاء از عنوان نماز خارج است امّا جزء مأمور به است و وظيفهء ما اين است كه غير از اركان خمسه يعنى آن اجزاء و شرائط را ضميمهء نماز كنيم ، هيچ متشرّعهاى اين مطلب را از شما نمىپذيرد .
اشكال : ممكن است بگوئيد اينجا علاقهء جزء و كل ، مطرح نيست بلكه از قبيل جزئى و كلّى است يعنى از باب استعمال كلّى در فرد و جزئى است .
جواب : ما نحن فيه از قبيل جزئى و كلّى نيست زيرا خصوصيّت جزئى و كلّى ، اين است كه جزئى به تمام معنا وجود كلّى است مثلا زيد و انسان جزئى و كلّى هستند يعنى زيد را نمىتوان تبعيض كرد و گفت قسمت راست او وجود انسان و سمت چپ او شخصيّت خود زيد است بهخلاف محل بحث كه اركان و غير اركان هركدام وجودات مستقل دارند ، قرائت الفاتحه يك وجود مستقل است و ركوع ، وجود مستقلّ ديگرى است لذا نمىتوان گفت وضع اركان خمسهء نماز با بقيّهء اجزاء نماز ، وضع جزئى و كلّى را دارند بلكه اركان ، جزء است و شما لفظ صلات را در كل استعمال كرديد و بايد استعمال مذكور مجازى باشد و حال آنكه هيچكس به آن ملتزم نمىشود .
خلاصه : بنا بر قول اعمّى نمىتوان جامعى تصوّر كرد - كه موضوع له عبادات « اركان » باشد - و چنين تصويرى باطل است .
قوله « فافهم » « 1 » : اشاره به اين است كه بين جزء و كل و جزئى و كلّى تفاوت است كه
هامش
( 1 ) - لعلّه اشارة الى انّ المجازيّة انما تلزم بناء على كون الاركان مقيدة بعدم انضمام شىء معها هى المسماة ، و امّا اذا كانت لا به شرط ، فتكون منطبقة على الصّلاة المأمور بها ، كانطباق المطلق على المقيد فتأمل . ر . ك منتهى الدراية 1 / 118 .