و استعلام حال اللفظ ، و أنّه حقيقة أو مجاز في هذا المعنى بهما ، ليس على وجه دائر ، لما عرفت في التّبادر من التّغاير بين الموقوف و الموقوف عليه ، بالإجمال و التّفصيل أو الإضافة الى المستعلم و العالم ، فتأمّل جيّدا « 1 » [ 1 ] .
شرح
گونه استعمالى در غير معناى حقيقى صورت نگرفته است .
مصنّف « ره » فرمودهاند : نزاع بين مشهور و سكّاكى ارتباطى به بحث ما ندارد و ما در قضيّهء سالبهء « الرّجل الشّجاع ليس باسد » و امثال آن مىگوئيم رجل شجاع ، مصداق واقعى معناى اسد نمىباشد خواه استعمال اسد در رجل شجاع ، طبق نظر مشهور ، عنوان مجاز در كلمه داشته باشد يا طبق نظر سكّاكى تصرّف در يك امر عقلى باشد و بگوئيم مجاز در اسناد است و . . .
بنابراين : عدم صحّت سلب ، علامت حقيقت و صحّت سلب ، علامت مجاز است .
[ 1 ] - اشكال : شما گفتيد به وسيلهء صحّت حمل ، معناى حقيقى را و به وسيلهء صحّت سلب ، معناى مجازى را تشخيص مىدهيم مستشكلى مىگويد :
فرضا شما كه معناى اسد را نمىدانيد چگونه مىتوانيد قضيّهء حمليّه تشكيل دهيد ؟
شما كه اصلا نمىدانيد لفظ اسد در لغت براى چه چيز وضع شده ، آيا مىتوانيد قضيّهء حمليّه تشكيل دهيد و از طريق صحّت حمل ، معناى حقيقى را تشخيص دهيد ؟
اگر بخواهيد قضيّهء حمليّه درست كنيد ، اوّل بايد معناى اسد را بدانيد زيرا شما كه مىگوئيد « الحيوان المفترس اسد » لفظ اسد را به لحاظ معناى آن ، محمول قرار مىدهيد ، اگر معناى حقيقى را بدانيد نيازى به قضيّهء حمليّه نداريد و اگر موضوع له را ندانيد با تشكيل قضيّهء حمليّه متوجّه نمىشويد كه آن حمل ، صحيح است يا نه و همچنين در صحّت سلب و تشخيص معناى مجازى - اين مطلب ، مستلزم دور است به
هامش
( 1 ) - لعلّه اشارة الى عدم تماميّة هذين الجوابين ، لا فى التّبادر و لا فى عدم صحّت السلب . . . ر . ك منتهى الدّراية 1 / 86 .