شرح
بين زيد و ابيض نه از نظر ماهوى اتّحاد هست و نه از نظر مفهوم امّا از جهت وجود خارجى بين آنها اتّحاد برقرار است يعنى در عالم خارج ، موجودى است كه هم عنوان « زيد » بر او منطبق است و هم عنوان « ابيض » .
تذكّر : اتّحاد وجودى انواعى دارد گاهى از قبيل « زيد ضارب » مىباشد و علّت اين كه « ضارب » با « زيد » متّحد شده ، اين است كه « ضرب » از « زيد » صادر شده است - صدر منه الضّرب - اين نوع اتّحاد را اتّحاد « صدورى » مىنامند .
گاهى هم اتّحاد از قبيل « هذا الجسم ابيض » ، هست كه مبدأ و مصدر ، حالّ بر موضوع شده يعنى « بياض » عرضى است كه حالّ و عارض بر جسم شده و آن جسم ، محلّ بياض است .
گاهى هم اتّحاد از قبيل « زيد مالك » مىباشد مثلا زيد ، كتابى را ابتياع مىكند و ما عنوان « مالك » را بر او حمل مىكنيم و مىگوئيم بين زيد و « مالك » اتّحاد وجودى برقرار است امّا نحوهء اتّحادش اينچنين نيست كه ملكيّت از زيد ، صادر شده باشد يا ملكيّت بر زيد حلول كرده باشد بلكه عنوان اتّحاد اعتبارى و انتزاعى دارد كه بعد از ابتياع كتاب ، عنوان مالكيّت براى او محقّق مىشود و در نتيجه ، عنوان « مالك » بر زيد منطبق مىشود .
خلاصه : در قضاياى حمليّه بايد بين موضوع و محمول نحوهاى اتّحاد برقرار باشد و چنانچه هيچ نوع اتّحادى حتّى اتّحاد وجودى ثابت نباشد ، نمىتوان قضيّهء حمليه تشكيل داد .
لازم به تذكّر است كه در قسم اوّل و دوّم « 1 » از قضاياى حمليّه « حمل اوّلى ذاتى »
هامش
( 1 ) - يعنى در مواردى كه بين موضوع و محمول اتّحاد مفهومى يا ماهوى باشد - بهنحوىكه بيان كرديم .