فإنّه يقال : الموقوف عليه غير الموقوف عليه ، فإنّ العلم التّفصيلي - بكونه موضوعا له - موقوف على التّبادر ، و هو موقوف على العلم الإجمالي الارتكازي به ، لا التفصيلي ، فلا دور . هذا إذا كان المراد به التّبادر عند المستعلم ، و أمّا إذا كان المراد به التّبادر عند أهل المحاورة ، فالتّغاير أوضح من أن يخفى [ 1 ] .
شرح
آيا تبادر براى كسى كه به معناى حقيقى آشناست ، علامت استعمال لفظ در معنى حقيقى است يا براى غير آشنا ؟
اگر انسان ، قبل از شنيدن لفظ ، معناى حقيقى را بداند كه نيازى ندارد تا با تبادر معناى حقيقى را كشف كند و اگر معناى حقيقى را نداند ، هر قدر ، لفظى را بشنود چيزى به ذهن او سبقت نمىگيرد .
مثلا ما با معناى بعضى از لغات ، اجنبى هستيم و هر قدر ، آن الفاظ را بشنويم چيزى به ذهن ما تبادر نمىكند و همچنين اگر در برابر كسى كه معناى اسد را نمىداند هزار مرتبه كلمهء اسد را تكرار كنيم شايد او فكر كند كه ما مشغول ذكر و دعا هستيم و چيزى به ذهن او تبادر نمىكند بنابراين لابد مىگوئيد انسان بايد با معنا آشنائى قبلى داشته باشد تا تبادرى محقّق شود . اينجاست كه مىگوئيم اين مطلب ، مستلزم دور است .
بيان دور : شما از تبادر چه استفادهاى مىكنيد ؟
از راه تبادر مىخواهيم معناى حقيقى را دريابيم بنابراين علم شما به معناى حقيقى بر تبادر متوقّف است و از طرفى تبادر هم متوقّف بر علم به معناى حقيقى است و اگر آشنائى قبلى نداشته باشيد از شنيدن لفظ ، چيزى به ذهن شما متبادر نمىشود لذا :
علم شما به معناى حقيقى - از راه تبادر - توقّف بر تبادر دارد ، تبادر هم توقّف بر علم شما به معنى حقيقى دارد پس : علم شما به معناى حقيقى توقّف بر علم شما به معناى حقيقى دارد و هذا دور صريح .
[ 1 ] - جواب : الف : بين دو علم مذكور ، تفاوت است يعنى يكى علم تفصيلى و