1 . جواهر الكلام 2 / 348 - 349 * 2 . فوائد الأصول 3 / 326 ؛ أصول الفقه 2 / 236 * 3 . فرائد الأصول 1 / 25 و 2 / 17 ؛ أصول الفقه 2 / 233 - 236 * 4 . القواعد الفقهية ( مكارم ) 1 / 22 - 24 .
شكار
- - - ) صيد
شكايت
شكايت : ابراز ناخشنودى از چيزى يا كسى / طرح دعوا عليه كسى در دادگاه ( - - - ) دعوا ) .
از شكايت به معناى نخست به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات و تجارت سخن گفتهاند .
از آداب بيمارى ، پنهان داشتن مرض و شكايت نبردن نزد ديگران با كلماتى همچون « به بيمارى و بلايى دچار شدهام كه هيچ كس بدان دچار نشده است » مىباشد . البته - بر اساس آنچه در روايات آمده - 1 صرف بازگو كردن بيمارى شكوه به شمار نمىرود ؛ چنان كه شكايت كردن نزد مؤمن از بيمارى و اصولا از هر مشكلى كه براى فرد پيش آمده ، جايز است ؛ 2 بلكه اعلام بيمارى به مؤمنان جهت دعا كردن آنان براى وى يا آمدن به عيادتش و در نتيجه بهره مندى از اجر و پاداش ، مستحب است . 3
از غسلهاى مستحب ، غسل به نيّت شكايت بردن نزد خدا از ستم ستمگر است ؛ بدين گونه كه ابتدا غسل مىكند و سپس دو ركعت نماز مىگزارد و دعاى وارد شده را مىخواند . 4
از مستثنيات حرمت غيبت ( - - - ) غيبت ) گله مندى شخص از كسى است كه در حق او بدى و ستمى روا داشته است ، مانند آنكه كسى به ناروا او را زده باشد . براى وى جايز است آن را نزد ديگران بازگويد . 5
از آداب تجارت ، گله مند نبودن از اوضاع كسب و كار و كمى درآمد است . 6
1 . وسائل الشيعة 2 / 405 - 411 * 2 . جواهر الكلام 4 / 3 - 4 ؛ العروة الوثقى 2 / 16 * 3 . مصباح الفقيه 5 / 9 - 10 * 4 . العروة الوثقى 2 / 155 * 5 . كتاب المكاسب 1 / 347 * 6 . جواهر الكلام 22 / 467 ؛ وسائل الشيعة 17 / 462 .
شك باطل
- - - ) شكيّات