عرب به آن فال بد مىزد . 1 به گفتهء برخى ، در فارسى به اين پرنده « سبز مرغ » يا « سبزه قبا » گويند . 2 از عنوان ياد شده در باب اطعمه و اشربه نام بردهاند .
خوردن گوشت شقرّاق 3 و نيز كشتن آن 4 مكروه است .
( - - - ) پرنده )
1 . لسان العرب و مجمع البحرين ، واژهء « شقرق » ؛ كشف اللثام 9 / 262 ؛ ماوراء الفقه 7 / 129 * 2 . الوافى 19 / 206 ؛ لغت نامهء دهخدا ، واژهء « شقراق » * 3 . جواهر الكلام 36 / 313 * 4 . وسائل الشيعة 23 / 397 .
شُقْرَه
- - - ) شقايق نعمان
شك
شك مقابل يقين .
شك در لغت به حالت نفسانى ناشى از ترديد بين دو يا چند چيز گفته مىشود ، در مقابل يقين . اعم از آنكه دو طرف ترديد همسان ( پنجاه پنجاه ) باشند يا يك طرف بر طرف ديگر رجحان داشته باشد ؛ ليكن شك در كلمات فقها دو اطلاق دارد ؛ گاهى در برابر يقين و ظن به كار مىرود كه مراد از آن حالت نفسانى ناشى از ترديد ميان دو يا چند چيز به طور مساوى است و با رجحان يك طرف ، طرف راجح « ظن » و طرف مرجوح « وهم » ناميده مىشود ، نه شك . گاهى نيز در مقابل يقين به كار مىرود و مراد از آن اعم از ترديد متساوى الطرفين و وهم و ظنى است كه از نظر شرعى دليل بر اعتبار آن وجود ندارد . 1 از عنوان ياد شده در اصول فقه ، مباحث حجت سخن گفتهاند و در فقه در بسيارى از ابواب ، اعم از عبادات و معاملات به كار رفته ، ضمن آنكه موضوع بسيارى از قواعد و اصول فقهى است .
اقسام : شك گاهى موضوع براى حكم واقعى است ، مانند شك در ركعات نماز كه در برخى حالات ، موجب تبديل حكم واقعى به ركعتهاى جداگانه مىشود ، و گاهى موضوع براى حكم ظاهرى . از قسم اول در فقه و از قسم دوم در اصول فقه ، مبحث اصول عملى بحث شده است . 2
همچنين شك به اعتبار متعلق آن به دو قسم موضوعى و حكمى تقسيم مىگردد كه