شرط بندى كه در لغت عرب از آن به « رهان » تعبير مىشود ، عبارت است از قرار دادن مالى معين در وسط براى فرد برنده در قمار ، مسابقه و مانند آن . از احكام آن در باب تجارت و سبق و رمايه سخن گفتهاند .
حكم تكليفى : شرط بندى دو گونه است : حرام و جايز .
الف . حرام : شرط بندى در بازى ؛ خواه با آلات قمار ( - - - ) آلات قمار ) يا آلاتى ديگر ، همچون بازى با گردو و نيز شرط بندى در مسابقات - جز موارد استثنا شده - حرام 1 و مالى كه از اين راه به دست مىآيد باطل و تصرف در آن حرام و ضمان آور است . 2
ب . جايز : شرط بندى در مسابقهء اسب دوانى و مانند آن از ديگر چارپايان ، همچون شتر و قاطر ( - - - ) سبق ) و نيز در مسابقهء تيراندازى ( - - - ) رمايه ) جايز است . 3
1 . كتاب المكاسب 1 / 371 - 380 * 2 . هداية الطالب 1 / 97 ؛ منهاج الصالحين ( خويى ) 2 / 7 * 3 . جواهر الكلام 28 / 218 - 219 .
شرط تَحَلل
- - - ) تحلّل
شرط ذكرى
شرط ذُكرى شرطى كه در آن علم و آگاهى موضوعيت دارد (
- - - )
شرط واجب ) .
شرط شرعى
شرط شرعى آنچه تأثير مشروط وابسته به آن است .
شرط شرعى به قول مشهور ، در برابر شرط عقلى و عبارت است از آنچه كه مشروط در مقام اثرگذارى خود وابسته به آن است و بدون آن تأثير نخواهد گذاشت ، مانند وضو براى نماز كه صحّت نماز به معناى اثر بخشى آن در حصول ثواب و سقوط عقاب و برى شدن ذمّهء مكلّف ، متوقف بر آن است ، هرچند از نظر عقلى نماز بدون آن نيز در خارج تحققپذير است . بر خلاف شرط عقلى كه وجود مشروط وابسته به آن است ؛ بدين معنا كه نبود آن مستلزم نبود مشروط است ؛ هرچند وجودش مستلزم وجود مشروط نيست ، مانند شرط بودن قصد نماز ظهر در نماز ظهر كه از نظر عقلى تحقق عنوان نماز ظهر وابسته به آن است . 1