تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
و فروختن موجب بطلان عقد سكنى نمىگردد ؛ ليكن اگر عقد محدود به زمانى مشخص يا عمر مالك يا سكونت كننده باشد ، عقد به قوّت خود باقى است و خريدار نمىتواند قبل از آن زمان يا پيش از مرگ مالك يا ساكن ، سكونت كننده را بيرون كند . البته در صورت جهل خريدار به آن ، وى ميان فسخ عقد و امضاى معامله مخيّر خواهد بود . 18 برخى در فرض تقيد عقد سكنى به عمر ، معامله را صحيح ندانسته‌اند . 19 چنانچه مدت سكنى عمر مالك باشد و ساكن شونده قبل از او بميرد ، ورثهء او تا زمان مرگ مالك ، حق سكنى دارند ؛ هرچند برخى در فرض عدم ذكر فرزندان و نسل ساكن شونده در عقد ، با مرگ او ، قول به بطلان عقد را ترجيح داده‌اند . 20 اگر مدت سكنى عمر ساكن شونده باشد و مالك پيش از او بميرد ، وارثان مالك نمىتوانند ، ساكن شونده را تا زمانى كه زنده است بيرون كنند ؛ 21 ليكن از برخى قدما نقل شده است كه در صورت افزون بودن قيمت خانه از ثلث تركهء ميّت ، ورثه حق دارند او را بيرون كنند . 22 آيا مقتضاى عقد سكنى و رقبى و عمرى تمليك منفعت خاص ( سكونت ) است به فردى كه سكنى براى او قرار داده شده ، يا تمليك انتفاع ؛ بدين معنا كه بهره ورى و سكونت گزيدن در ملك براى سكونت كننده باشد ، بدون آنكه منفعت آن ملك به وى انتقال يابد و يا اباحهء لازم ؟ سه احتمال متصور است . تفاوت آن سه در اين است كه بنابر احتمال نخست ( تمليك منفعت خاص ) فردى كه سكنى براى او قرار داده شده ، در صورت اطلاق عقد ، مىتواند هر گونه استفاده‌اى از آن مكان ببرد ؛ به سكونت خودش يا ديگرى ، هرچند اجنبى ، يا اينكه آن را به ديگرى اجاره يا عاريه دهد . اما بنابر احتمال دوم ( تمليك انتفاع ) در صورت اطلاق عقد ، تنها مىتواند كسانى را كه به طور معمول با وى در يك جا زندگى مىكنند - مانند همسر ، فرزندان و خدمتكار - در آن مكان اسكان دهد ؛ ليكن غير آنان را نمىتواند اسكان دهد يا آن مكان را به ديگرى اجاره يا عاريه دهد .