تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
مقيد به زمانى خاص يا عمر مالك يا ساكن شوندهء آن باشد و در صورت اشتمال بر لفظ رقبى يا عمرى ، تنها رقبى يا عمرى صادق خواهد بود . 3 برخى فقها ، سكنى را به سكونت دادن ديگرى در ملك خود در زمانى مشخص ، به رايگان ، و رقبى را به اسكان ديگرى در ملك خود به مدت عمر مالك و عمرى را به مدت طول عمر سكونت كننده تعريف كرده‌اند . 4 بعضى ديگر ، سكنى را به سكونت دادن ديگرى در خانهء خود به مدت عمر مالك يا سكونت كننده و عمرى را به قرار دادن منفعت خانه يا باغ و يا زمين براى كسى به مدت حيات او يا مالك و رقبى را به قرار دادن رقبهء ملك براى ديگرى در مدتى مشخص تعريف كرده‌اند . 5 برخى نيز سكنى را به معناى عام تعريف نموده ، ليكن رقبى و عمرى را يكى دانسته‌اند ؛ هرچند لفظ آن دو مختلف است . 6 البته به تصريح برخى ، اختلافات مطرح در تعريف اين سه عقد ، لفظى است كه ثمره‌اى بر آن مترتب نمىباشد . 7 سكنى همراه رقبى و عمرى در بسيارى از كتابهاى فقهى عنوان بابى مستقل و كوچك است كه از احكام آنها در اين باب سخن گفته‌اند ؛ ليكن برخى ، احكام آن را در ذيل باب هبه ، 8 بعضى ديگر در ذيل باب وقف ، 9 برخى نيز تحت عنوان سكنى و حبس 10 مطرح كرده‌اند . عقد سكنى : سكنى از عقود است ؛ از اين رو ، به ايجاب و قبول نياز دارد و شرايط عمومى عقد ، همچون لزوم مقدم بودن ايجاب بر قبول بنابر قولى ؛ موالات عرفى ميان ايجاب و قبول ؛ منجّز بودن صيغهء عقد و بلوغ و عقل در دو طرف عقد ( متعاقدان ) در آن معتبر است . ايجاب عقد سكنى با هر لفظى كه در نظر عرف بيانگر مفاد سكنى ( مسلط كردن ديگرى بر ملك خود جهت سكونت رايگان در آن ) باشد ، تحقق مىيابد ، مانند « أسكَنتُكَ هذهِ الدار ؛ تو را در اين خانه سكونت دادم » يا « لَكَ سُكنى هذهِ الدار ؛ سكونت در اين خانه از آن تو است » . قبول آن نيز توسط طرف مقابل ، با هر لفظى كه بيانگر پذيرش سكنى باشد ، محقق مىگردد .