سعير
- - - ) جهنم
سفارت
- - - ) سفير
سفال
سفال آنچه از خاك رس زرد يا سرخ مىسازند و بدون لعاب كارى آن را مىپزند .
از آن در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند .
در صحّت تيمم بر مثل سفال - كه با آتش پخته شده - اختلاف است ؛ 1 چنان كه صحت سجده بر سفال در حال اختيار ( با وجود خاك و مانند آن ) اختلافى است . 2
آيا استفاده از ظروف سفالى و مانند آن كه مايعات در آن نفوذ مىكند ، پس از ريختن شراب در آن و بر طرف شدن عين نجاست و شستن ظرف ، جايز است ؟ مسئله اختلافى است . 3
در اينكه گل نجس بر اثر پخته شدن با آتش و تبديل به سفال ، استحاله ( - - - ) استحاله ) و در نتيجه پاك مىگردد يا نه ، اختلاف است . 4
ماليدن سفال به پا هنگام حمام كردن مكروه است . 5
نوشيدن آب در ظرف سفالى مستحب است . 6
1 . جواهر الكلام 5 / 129 - 130 ؛ العروة الوثقى 2 / 193 * 2 . مفتاح الكرامة 3 / 433 - 435 ؛ العروة الوثقى 2 / 389 * 3 . جواهر الكلام 36 / 418 ؛ العروة الوثقى 1 / 291 * 4 . جواهر الكلام 6 / 271 * 5 . وسائل الشيعة 2 / 54 * 6 . 3 / 523 .
سفاهت
سفاهت : ناتوانى در حفظ مال بر اثر سبكعقلى .
سفاهت در لغت به معناى سبك عقلى و نقصان خرد آمده است . به فرد داراى سفاهت « سفيه » گويند . مراد از سفاهت در كلمات فقها ، سبك عقلى و كم خردى نسبت به حفظ مال است . بنابر اين ، در فقه به كسى سفيه گويند كه به جهت سبك عقلى فاقد حالت و ملكهء حفظ مال است و در نتيجه اموال خود را به مصارفى غير عقلايى مىرساند و آنها را به هدر مىدهد و در معاملاتش مصلحت انديشى ندارد و به راحتى فريب مىخورد و در به دست آوردن مال و هزينه كردن آن ، شيوه و روشى جداى از شيوهء عقلا دارد . 1 از اين رو ،