1 . صيغه : رهن با ايجاب از طرف راهن و قبول از طرف مرتهن منعقد مىشود . در شخص ناتوان از نطق ، همچون لال ، اشارهء بيانگر مضمون رهن ، بلكه نوشتن آن به قصد رهن كفايت مىكند . برخى ، اشاره و نوشتن را براى توانمند از نطق نيز جايز و صحيح دانستهاند .
ايجاب با هر لفظ دلالت كننده بر مفاد رهن تحقق مىيابد ، مانند « رَهَنْتُكَ ؛ به تو رهن دادم » يا « هذِهِ وَثِيقَةٌ عِنْدَكَ ؛ اين مال نزد تو گرو است » . چنان كه قبول نيز با هر لفظ بيانگر رضايت به ايجاب ، حاصل مىشود .
آنچه در صيغهء ديگر عقود شرط است - مانند ماضى بودنِ فعل به قول برخى و موالات بين ايجاب و قبول - در عقد رهن نيز شرط است ( - - - ) عقد ) .
در اينكه معاطات ( ايجاب و قبول فعلى ) در رهن جريان دارد يا نه ، اختلاف است 14 ( - - - ) معاطات ) .
آيا قبض مال رهنى توسط مرتهن شرط صحّت رهن است و بدون آن رهن منعقد نمىشود ، يا شرط لزوم عقد از طرف راهن - نه صحّت آن - و يا هيچ كدام ؟ مسئله اختلافى است . 15
شرايط عقد
الف . شرط اجل : دين مىتواند مطلق ( غير مؤجل ) باشد ، يا مدت دار ( مؤجّل ) ؛ ليكن تعيين مدت براى رهن صحيح نيست و علاوه بر بطلان شرط ، موجب بطلان عقد مىشود . 16
ب . ديگر شرايط : عقد رهن گاه مطلق است و گاه مشروط . در صورت دوم ، شرط يا صحيح است ، مانند اينكه شرط شود مال رهنى در دست راهن يا شخصى امين باشد و يا فاسدِ غير باطل كنندهء عقد ، مانند شرط اينكه مرهون جز به بهايى كه راهن مىخواهد ، فروخته نشود ؛ هرچند به چند برابر قيمت بازار و يا هم شرط فاسد است و هم باطل كنندهء عقد ، مانند اينكه مرتهن شرط كند در صورتى كه راهن حق او را ادا نكند ، مال رهنى ، مبيع براى او باشد . علّت بطلان چنين شرطى اين است كه يك مال نمىتواند در يك زمان هم مرهون باشد و هم مبيع .
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص٢٠٢