دياثت
دياثت : بى غيرت بودن .
به مرد بى غيرت ، ديّوث گويند .
برخى ، ديوّث را به كسى كه مردان بيگانه را بر همسرش وارد مىكند تعريف كردهاند . « 1 » از احكام آن در باب شهادات و حدود سخن رفته است .
دياثت از گناهان كبيره ( - - ) گناه كبيره ) است و شهادت ديوث پذيرفته نيست . « 2 » در روايتى آمده است كه ديوث بوى بهشت را استشمام نمىكند . « 3 »
نسبت دياثت دادن به ديگرى - مثل آنكه او را ديوث خطاب كند - در صورتى كه مفاد آن از منظر عرف ، قذف ( - - ) قذف ) باشد ، موجب ثبوت حدّ قذف و در غير اين صورت ، موجب ثبوت تعزير ( - - ) تعزير ) است . « 4 »
ديدن
ديدن [ رؤيت ؛ مشاهده ] : دريافتن چيزى با چشم .
حقيقت ديدن ( رؤيت ) ادراك مرئى ( شىء ديده شده ) با چشم است ؛ بدين جهت با نگاه كردن ( نظر ) - كه حقيقت آن ، دوختن چشم به طرف مرئى است ، اعم از آنكه آن را ببيند يا نبيند - تفاوت دارد . « 1 » از احكام آن در بابهاى طهارت ، صلات ، صوم ، حج ، تجارت ، نكاح و شهادات سخن گفتهاند .
طهارت : مستحب است كسى كه جنازهاى را مىبيند بگويد « الحَمدُ للَّهِ الذى لَمْ يَجعَلنى مِنَ السَّوادِ الُمختَرَم ؛ ستايش خداى را كه مرا از هلاكت شوندگان قرار نداد » .
دعاهاى ديگرى نيز وارد شده است . « 2 »
هامش
( 1 ) الروضة البهية 9 / 172 .
( 2 ) 3 / 129 .
( 3 ) وسائل الشيعة 20 / 327 .
( 4 ) جواهر الكلام 41 / 409 ؛ مسالك الافهام 14 / 432 .
1 فروق اللغوية / 543 - 544 ؛ مجمع البيان 3 / 103 .
2 وسائل الشيعة 3 / 157 ؛ الحدائق الناضرة 4 / 80 .