صد شتر ؛ دويست گاو ؛ دويست حُلّه كه هر حلّه دو لباس از برد يمنى است ؛ هزار دينار ، هزار گوسفند و ده هزار درهم .
جانى - در صورت ثبوت ديه و مطالبهء اولياى مقتول - مختار است يكى از شش نوعِ ياد شده را به عنوان ديه بپردازد و اولياى مقتول حق ندارند او را بر پرداخت يكى معيّن از آنها مجبور كنند ، « 9 » مگر آنكه در موارد ثبوت قصاص ، بر پرداخت ديه تراضى كنند ، كه در اين صورت ، اختيار يكى از شش چيز منوط به توافق بزهكار و اولياى دَم خواهد بود . « 10 »
چنانچه قتل در يكى از ماههاى حرام ( رجب ، ذيقعده ، ذيحجه و محرّم ) رخ دهد ، به مقدار يك سوم بر ديه افزوده مىشود « 11 » ( - - ) تغليظ ) .
ديهء كامل ، مختصّ به مرد مسلمانِ آزاد است و ديهء زن مسلمانِ آزاد نصف آن است . « 12 » كشتن كافر ديه ندارد ، مگر اهل ذمّه ( - - ) اهل ذمّه ) كه ديهء مرد ذمّى هشتصد و زن ذمّى چهارصد درهم است . « 13 » ديهء برده ، قيمت او است ، مگر آنكه قيمت وى از ديهء انسان آزاد بيشتر باشد كه در اين صورت ديهء او ديهء انسان آزاد است . « 14 »
ب . ديهء اعضا : اعضايى كه در بدن انسان يگانهاند ، مانند زبان ديهء كامل دارند ، و اعضايى كه جفتاند ، مانند چشم ، هر دو با هم يك ديهء كامل و هركدام به تنهايى نصف ديه دارند ، مگر لب پايين و بيضهء سمت چپ كه برخى ، ديهء هريك از آن دو را دو سوم ديهء كامل دانستهاند .
برخى گفتهاند : ديهء آنچه در بدن چهارتايى است ، مانند پلكها ، ديهء كامل و ديهء هريك به تنهايى يك چهارم ديهء كامل است . آنچه در بدن ده تايى است ، مانند انگشتان در قطع همه ، ديهء كامل و به قول مشهور در هر يك ، يك دهم ديه ثابت است . « 15 »
در شريعت براى بعضى اعضا ديهاى تعيين نشده و به جاى ديه ، ارش ( حكومت ) ثابت است . در ارش ، برده براى آزاد اصل قرار داده مىشود ؛ بدين معنا كه براى تعيين ارش جنايت بر انسان آزاد ، وى برده فرض مىشود ؛ چنان كه در مواردى كه براى عضو در شرع ديه معيّن شده است ، انسان آزاد براى برده اصل قرار داده مىشود « 16 » ( - - ) بردگى ) .
هامش
( 9 ) جواهر الكلام 43 / 4 - 17 .
( 10 ) مفتاح الكرامة 21 / 149 ؛ ارشاد الأذهان 2 / 198 .
( 11 ) جواهر الكلام 43 / 26 .
( 12 ) 32 .
( 13 ) 38 - 41 .
( 14 ) 42 .
( 15 ) كشف اللثام 11 / 323 - 324 ؛ مفتاح الكرامة 21 / 191 - 192 .
( 16 ) جواهر الكلام 42 / 126 .