تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
صورت و كف دست - نگاه كند ، چنان كه وى نيز نمىتواند به مرد نگاه كند . و نيز واجب است خود را از زن بپوشاند ؛ چنان كه زن نيز نمىتواند به بدن او - جز مواضع استثنا شده - نگاه كند ؛ همان گونه كه خنثى نيز نمىتواند به بدن زن - جز آنچه استثنا شده - نگاه كند . « 23 » برخى در اين حكم اشكال كرده‌اند . « 24 » ازدواج - اعم از موقّت و دائم - با خنثاى مشكل حرام و باطل است . « 25 » آيا در مسئلهء حقّ حضانت مادر نسبت به كودك ، خنثى محكوم به حكم پسر است يا دختر ؟ مسئله اختلافى است ؛ « 26 » چنان كه اين اختلاف در مسئلهء ختنه و وجوب آن بر خنثى و مشروط بودن صحّت طواف و به قول برخى ، نماز وى بر آن - چنان كه نسبت به مردان چنين است - نيز وجود دارد . « 27 » شير خوردن از خنثى موجب نشر حرمت نمىشود « 28 » ( - - ) رضاع ) . ارث : بنابر قول مشهور ، خنثى در مسئلهء ارث ، از سهم هر يك از مرد و زن ، نصف ، ارث مىبرد . قول مقابل مشهور ، عمل بر اساس قرعه است . « 29 » فرزند ارشد در صورتى كه خنثى باشد استحقاق حبوه ( - - ) حبوه ) را ندارد . « 30 » حدود : زنا و لواط با دخول آلت رجوليت خنثى در فرج و دُبُر ديگرى محقق نمىشود ؛ چنان كه آميزش كردن مرد با خنثى به جهت شك در اصلى بودن فرج وى - تحقق بخش زنا نيست . « 31 » بنابر تصريح برخى ، خنثاى مرتد فطرى ( - - ) مرتد فطرى ) در حكم ، ملحق به زن است ؛ در نتيجه كشته نمىشود و توبه‌اش پذيرفته است ( - - ) ارتداد ) . قصاص : كشتن عمدى خنثاى مشكل موجب ثبوت قصاص است . اگر مردى خنثايى را بكشد اولياى مقتول پس از بازگرداندن يك چهارم ديه به اولياى قاتل ، مىتوانند او را قصاص كنند ؛ چنان كه اگر خنثى زنى را بكشد ، اولياى زن پس از ردّ يك چهارم ديه به اولياى خنثى ، مىتوانند او را قصاص كنند ؛ ليكن اگر هر دو طرف خنثى باشند قاتل - بدون هيچ گونه ردّى - قصاص مىشود . « 32 » اگر مردى يا خنثايى آلت تناسلى خنثايى را قطع كند قصاص نمىشود ؛ ليكن اگر خنثى ، غير مشكل و ملحق به
هامش
( 23 ) تذكرة الفقهاء ( ق ) 2 / 574 ؛ جامع المقاصد 12 / 42 . ( 24 ) كتاب النكاح ( شيخ انصارى ) / 69 - 70 . ( 25 ) جواهر الكلام 33 / 121 و 39 / 294 . ( 26 ) 31 / 292 - 293 . ( 27 ) 19 / 274 و 31 / 262 . ( 28 ) 29 / 267 . ( 29 ) 39 / 277 - 283 . ( 30 ) رسائل الشهيد الثانى 1 / 525 ؛ كشف اللثام 9 / 419 ؛ بلغة الفقيه 4 / 312 . ( 31 ) جواهر الكلام 41 / 259 . ( 32 ) كشف اللثام 11 / 55 .