تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
شرايط خاص : 1 . فقر در يتيم : بنابر مشهور ، فقير بودن شرط استحقاق خمس در يتيم ( كودك پدر از دست داده ) است . از برخى قدما عدم شرط بودن آن نقل شده است . « 43 » 2 . نياز در ابن سبيل ( مسافر در راه مانده ) : در ابن سبيل ، فقير بودن شرط نيست ؛ ليكن نيازمندى مالى در مكانى كه گرفتار شده ، شرط استحقاق خمس است . از اين رو ، ابن سبيل نيازمند هرچند در شهر خود بى نياز باشد ، مستحق خمس است « 44 » ( - - ) ابن سبيل ) . حكم خمس در عصر غيبت : بنابر قول مشهور ، مناكح ، مساكن و متاجر در عصر غيبت امام عليه السّلام براى شيعيان حلال شده است . مراد از مناكح كنيزانىاند كه از بلاد كفر به اسيرى گرفته مىشده‌اند . خريدن چنين كنيزانى براى شيعيان حلال دانسته شده است ؛ هرچند همهء آنها در صورتى كه بدون اذن امام عليه السّلام به غنيمت گرفته شده باشند يا خمس آنها در صورت اذن امام ، مال امام است . برخى ، مناكح را به مهر زوجه و بهايى كه از سود كسب براى خريدن كنيز پرداخت مىشود ، تفسير كرده‌اند . بنابر اين تفسير ، اخراج خمس آنچه به عنوان مهر يا بهاى كنيز پرداخت مىشود واجب نيست . براى مساكن سه تفسير بيان شده است : نخست ، مسكنى كه از كفّار به غنيمت گرفته مىشود ، كه تملّك آن جايز و اخراج خمس آن غير واجب است . دوم ، مسكن واقع در زمينى كه متعلّق به امام عليه السّلام است ، مانند زمينهاى موات ( - - ) انفال ) ؛ و سوم ، مطلق مسكن ، بنابر اين ، كسى كه از تجارت يا زراعت سودى نصيبش مىشود ، پس از اخراج مئونه ، از جمله مسكن در صورت نياز به آن ، خمس باقى مانده را مىپردازد . براى متاجر نيز سه تفسير كرده‌اند : اوّل ، غنايم خريدارى شده كه همه يا بعض آن مال امام عليه السّلام است . دوم ، درآمدهاى به دست آمده از راه كسب در زمين يا درختان متعلّق به امام عليه السّلام ، و سوم ، آنچه كه از راه خريدن يا غير آن از فرد غير معتقد به وجوب خمس به انسان انتقال مىيابد . « 45 »
هامش
( 43 ) جواهر الكلام 16 / 113 . ( 44 ) 112 . ( 45 ) 145 - 155 ؛ العروة الوثقى 4 / 313 .