اسلام بر آن باشد ، اختلاف ياد شده ( حكم گنج يا لقطه را داشتن ) در اينجا نيز جارى است . امّا چنانچه ملك را از كسى خريده باشد ، مراتب را به اطلاع فروشنده مىرساند و اگر گنج مال او نبود ، به فروشنده قبلى اطلاع مىدهد و همين طور تا جايى كه ممكن است استعلام مىكند و در صورتى كه مال هيچ كس نباشد ، آن را تملّك مىكند . برخى ، اعلام را در صورتى واجب دانستهاند كه اثر اسلام بر گنج باشد . « 13 »
4 . غوص : جواهرى كه به طور معمول با غواصى از دريا استحصال مىشود ، مانند لؤلؤ ، مرجان و مرواريد ، چنانچه به حدّ نصاب برسد ، واجب است خمس آن پرداخت گردد . نصاب آن بنابر مشهور يك دينار است . قول مقابل مشهور بيست دينار است . « 14 »
بنابر مشهور ، خمس تنها در آنچه از راه غواصى به دست مىآيد ، واجب است .
در نتيجه آنچه با آلات و ابزار - و نه غواصى - به دست مىآيد و يا دريا آن را بيرون مىاندازد ، خمس ندارد . « 15 »
آيا جواهرى كه در دريا افتاده و صاحبش از آن اعراض كرده ، چنانچه كسى با غواصى آن را بيرون آورد ، حكم غوص را دارد يا نه ؟ مسئله اختلافى است . « 16 »
رودخانههاى بزرگ ، مانند فرات ، دجله و نيل در اين جهت حكم دريا را دارند ؛ در نتيجه جواهرى كه با غواصى از آنها به دست مىآيد ، خمس دارد ؛ ليكن برخى در اين الحاق اشكال كردهاند . « 17 »
5 . سود كسب : درآمد حاصل از كسب و تجارت ، پس از كسر مئونه ، يعنى هزينههاى مصرفى و جارى خود و خانواده در طول سال ، متعلّق خمس است ( - - ) مئونه ) . از برخى قدما عدم وجوب خمس در آن - به جهت عفو و تحليل شارع مقدس ( - - ) اخبار تحليل ) - نقل شده است . « 18 »
در تعلّق خمس به سود كسب ، تفاوتى بين انواع كسب همچون تجارت ، زراعت و صنعت و نيز اجارهء اعيان و اموال نيست ؛ ليكن در تعلّق خمس به برخى فوايدى كه بدون كسب به دست مىآيند ، مانند هبه ، هديه و جايزه ، اختلاف است .
هامش
( 13 ) الحدائق الناضرة 12 / 333 - 338 ؛ جواهر الكلام 16 / 27 - 33 .
( 14 ) الحدائق الناضرة 12 / 343 - 344 ؛ جواهر الكلام 16 / 39 - 41 .
( 15 ) الحدائق الناضرة 12 / 345 ؛ جواهر الكلام 16 / 41 .
( 16 ) جواهر الكلام 16 / 42 ؛ العروةالوثقى 4 / 254 - 255 .
( 17 ) جواهر الكلام 16 / 43 ؛ العروة الوثقى 4 / 254 .
( 18 ) الحدائق الناضرة 12 / 347 ؛ جواهر الكلام 16 / 45 .