موثق ( - - ) حديث موثق ) ، حسن ( - - ) حديث حسن ) و ضعيف ( - - ) حديث ضعيف ) تقسيم كرد .
برخى گفتهاند : علت تقسيم احاديث به چهار قسم ياد شده نزد متأخران ، شايد اين باشد كه قراين اطمينان بخش به صحّت احاديث بر اثر گذشت زمان ، كمياب شده و با از بين رفتن بسيارى از اصول حديثى پيشين كه توسط مؤلفان مورد اطمينان نگاشته شده بود ، متأخران براى تشخيص احاديث معتبر از غير معتبر چارهاى جز تقسيم آنها به چهار قسم ياد شده - كه مبتنى بر ملاحظهء سند و احوال راوى مىباشد - نداشتند . « 1 »
چهار قسم ياد شده ، اصول اقسام حديث به شمار مىروند و گرنه دانشمندانِ علم درايه به لحاظ متن و سند حديث ، اقسام فرعى بسيارى براى حديث برشمردهاند ، از قبيل مسند ( - - ) حديث مسند ) ، مرفوع ( - - ) حديث مرفوع ) ، مشهور ( - - ) حديث مشهور ) ، شاذّ ( - - ) حديث شاذّ ) ، مقطوع ( - - ) حديث مقطوع ) ، منقطع ( - - ) حديث منقطع ) ، غريب ( - - ) حديث غريب ) و موقوف ( - - ) حديث موقوف ) .
برخى عالمان درايه براى خبر واحد سى قسم ذكر كردهاند كه چهار قسم آن اصلى و 26 قسم ديگر فرعى است . از 26 قسم ، هشت قسم آن در قلمرو حديث ضعيف و هيجده قسم ديگر به اشتراك ، در قلمرو هر چهار قسم اصلى حديث مندرج هستند . برخى نيز اقسام خبر واحد را تا 45 قسم ذكر كردهاند . « 2 »
حجيّت : هرگاه از خبر واحد - به جهت همراه بودن آن با قراين علم آور ، مانند مطابقت با محكمات كتاب يا سنّت و اجماع قطعى و يا دليل عقلى يقين آور - علم به صدور آن از معصوم عليه السّلام پيدا شود ، بدون شك حجّت خواهد بود .
اما چنانچه قراين موجود علم آور نباشند - هرچند از آنها ظنّ قوى نزديك به علم پيدا شود - حجيت آن محل اختلاف است . اين اختلاف در حقيقت به اختلاف در قيام دليل قطعى بر حجيت خبر واحد و عدم آن برمىگردد ؛ زيرا شك و اختلافى در عدم حجيت ظن به خودى خود نيست ، مگر آنكه دليلى قطعى بر حجيت و جواز عمل بر طبق آن دلالت كند .
هامش
( 1 ) نهاية الدراية ( سيد حسن صدر ) / 86 - 89 ؛ كليات فى علم الرجال / 359 .
( 2 ) نهاية الدراية ( سيد حسن صدر ) / 102 - 106 .