خبيص
خَبيص : غذايى تهيّه شده از خرما ، كشمش و روغن . « 1 »
از آن به مناسبت در باب حج و اطعمه و اشربه نام بردهاند .
استفاده از بوى خوش براى محرم به هر نحوى حرام است . برخى قدما گفتهاند :
اگر محرم خبيص زعفرانى بخورد و سير شود ، بايد پس از اتمام مناسك حج و هنگام قصد خروج از مكّه يك درهم خرما صدقه بدهد ؛ « 2 » ليكن مشهور برآنند كه اگر از روى فراموشى چنين غذايى خورده ، صدقه دادن يك درهم مستحب است ، اما اگر اقدام او از روى عمد بوده است بايد يك گوسفند كفّاره بدهد . « 3 »
خوردن خبيص مستحب است . « 4 »
خِتانان
- - ) التقاء ختانين
ختمى
ختمى [ خطمى ] : گياهى علفى و زينتى .
ختمى يا گل ختمى ، گياهى است از خانواده پنيرك ، داراى گلهاى رنگارنگ و درشت كه مصرف دارويى دارد « 1 » و در باب طهارت و حج به كار رفته است .
شستن سر با گل ختمى ، بويژه در روز جمعه « 2 » و نيز شستن سر ميّت با سدر و يا ختمى پيش از غسل مستحب است . « 3 »
بنابر تصريح برخى ، شستن سر با ختمى براى مُحرم ( - - ) احرام ) مكروه است . « 4 »
ختنه
ختنه : بريدن قسمتى از پوست آلت تناسلى .
ختنهء پسر با بريدن پوست غلاف گونهء پوشانندهء سر آلت ، در حدّى كه حشفه آشكار گردد و ختنهء دختر ( خفض ) با بريدن مقدارى از پوست تاج گونهء قسمت بالاى مخرج بول محقق مىشود . « 1 » از اين عنوان در بابهاى صلات ، حج ، اجاره و نكاح سخن گفتهاند .
الف . ختنهء پسر : بر پسرى كه قبل از بلوغ ختنه نشده ، پس از بلوغ ختنه واجب است ؛ چنان كه بر كافر تازه
هامش
( 1 ) مجمع البحرين / واژهء « خبص » .
( 2 ) المقنع / 232 .
( 3 ) مختلف الشيعة 4 / 177 .
( 4 ) وسائل الشيعة 25 / 72 .
1 فرهنگ بزرگ سخن .
2 الحدائق الناضرة 5 / 544 ؛ وسائل الشيعة 2 / 60 و 7 / 354 .
3 تحرير الوسيلة 1 / 72 ؛ الدروس الشرعية 1 / 106 .
4 جواهر الكلام 18 / 436 ؛ الخلاف 2 / 314 .
1 المبسوط 8 / 67 .