حلّ
حِلّ : خارج از حَرَم مكّه ( - - ) حرم ) / بيرون آمدن از احرام ( - - ) احرام ) / حلال و روا بودن ، مقابل حرام ( - - ) حلال ) ( - - ) قاعدهء حلّيت ) .
حلال
حلال : مقابل حرام .
حلال عبارت است از آنچه كه از نظر شرع و عقل روا و جايز است ؛ خواه عملى قلبى باشد ، همچون اعتقادات ، يا بدنى و زبانى .
اقسام : فقها حلال را به دو قسم تقسيم كردهاند :
1 . فعلى كه عارى از هر مصلحت و مفسدهاى باشد ، مانند برخى حركات بدنى و يا برخى گفتارها .
2 . فعلى كه مصلحت ملزمه با مفسدهء ملزمه ، يا مصلحت غير ملزمه با مفسدهء غير ملزمه در آن جمع باشد ؛ به گونهاى كه هيچ كدام بر ديگرى ترجيح نداشته باشد .
قسم اوّل را حلال لااقتضايى ( حلال بدون اقتضا ) و قسم دوم را حلال اقتضايى گويند .
قاعده و اصل شرعى : هر فعل يا قولى كه از جانب شارع ، دليلى بر حرمت يا وجوب آن وارد نشده باشد ، حلال واقعى است . چنان كه در موارد شك در حلّيت فعل يا قولى - به جهت عدم وصول دليل بر حرمت يا حلّيت آن يا اجمال دليل و يا تعارض دو دليل - اصل در آن ، حلّيت ظاهرى است . « 1 »
حلالزاده
حلالزاده : زاده شده از راه مشروع يا در حكم مشروع .
فرزندى كه از راه آميزش مشروع ، مانند ازدواجِ صحيح يا در حكم مشروع ، مانند آميزش به شبهه ( - - ) آميزش به شبهه ) زاده شده است ، حلالزاده ناميده مىشود « 1 » و از آن در بابهاى اجتهاد و تقليد ، صلات ، نكاح ، قضاء و شهادات سخن گفتهاند .
فقدان صفت حلالزادگى موجب سلب صلاحيت و اهليت داشتن براى امور زير است : مرجعيت تقليد ؛ « 2 » امامت جمعه « 3 » و جماعت ؛ « 4 » قضاوت « 5 » و گواهى دادن ( - - ) شهادت ) نزد قاضى . « 6 »
هامش
( 1 ) مصطلحات الفقه / 216 .
1 الانواراللوامع 14 / 11 .
2 الدرّ النّضيد 1 / 448 *
3 جواهر الكلام 11 / 296 .
4 13 / 324 .
( 6 ) 40 / 12 .
6 41 / 117 .