حلّهء پرداختى به جهت ديه ، بنابر نظر بسيارى بايد يمنى باشد ؛ چنان كه در تعريف آن گذشت . برخى ، قائل به كفايت هر نوع جامه شدهاند ؛ هر چند جامهء يمنى را اولى دانستهاند . « 4 » برخى نيز گفتهاند :
احتياط واجب پرداخت جامهء يمنى است . « 5 » حلّهء پرداختى به جهت ديه بايد سالم باشد و حلّهء معيوب كفايت نمىكند . « 6 »
حُلىّ
- - ) زيور
حلّيت
- - ) حلال
حلّيت ؛ قاعده
- - ) قاعدهء حّليت
حليف
حَليف : هم سوگند ، هم پيمان .
از پيمانهاى رايج دوران جاهلى بين فردى با فردى ديگر يا بين دو گروه ، پيمانى با اين مفاد بود كه خون دو طرف يكى ، و جنگ و صلح با هر طرف جنگ و صلح با طرف ديگر باشد و دو طرف از يكديگر ارث ببرند و در پرداخت ديه ، عاقلهء يكديگر باشند . بر اساس اين پيمان ، هريك از دو حليف ، يك ششم مال ديگرى را به ارث مىبرد و در جنايات ، عاقلهء او مىشد « 1 » ( - - ) عاقله ) .
در آغاز اسلام ، مبناى ميراث همين پيمان بود ؛ ليكن بعدها نسخ گرديد و مسلمانى و هجرت مبناى ميراث قرار گرفت . سپس آن نيز نسخ گرديد و ميراث بر پايهء قرابت و خويشاوندى مقرر شد . البته در اسلام ، تنها در يك صورت ارث بر اساس پيمان يادشده ثابت است و آن جايى است كه هيچ يك از دو طرف ، وارثى - اعم از نسبى و غيرنسبى - نداشته باشند « 2 » ( - - ) ولاء ) .
حليله
حَليله : زوجه .
حليله به زن انسان ، اعم از دائم و موقّت
هامش
( 4 ) توضيح المسائل مراجع 2 / 824 ؛ مبانى تكملة المنهاج 2 / 190 .
( 5 ) منهاج الصالحين ( سيد محمدسعيد حكيم ) 3 / 292 ؛ جامع المسائل ( بهجت ) 5 / 345 .
( 6 ) تحرير الوسيلة 2 / 555 .
1 المبسوط 7 / 181 ؛ مسالك الافهام ( كاظمى ) 4 / 162 ؛ بحار الانوار 85 / 252 .
2 مفتاح الكرامة 17 / 327 .