حلم
حِلم : بردبارى .
به كسى كه در برابر رفتار سفيهانه و جاهلانهء ديگرى بردبارى مىورزد « حليم » و به رفتار او « حلم » گويند . « 1 » در روايتى از امام هادى عليه السّلام آمده است : « حلم آن است كه مالك خويشتن باشى و خشم خود را در عين قدرت ، فروبرى » . « 2 » از آن به مناسبت در باب تجارت و قضاء سخن گفتهاند .
صفت حلم از مكارم اخلاق و صفات خداوند متعال و پيامبران و امامان عليهم السّلام و مؤمنان شمرده شده « 3 » و در روايات فراوانى بدان سفارش و تأكيد شده است . « 4 »
از آداب تجارت اين است كه تاجر حليم باشد . « 5 » مستحب است قاضى حليم باشد . « 6 » برخى قدما بردبار بودن را در قاضى شرط اهليت وى براى قضاوت دانستهاند . « 7 »
حُلُم
- - ) احتلام
حلمه
حَلَمَه : نوك پستان ( - - ) پستان ) / كنهء بزرگ ( - - ) كنه ) .
حلّه
حُلَّه : دو جامه .
حلّه به دو جامه گفته مىشود . بسيارى آن را به دو جامه از جامههاى يمن ، « 1 » و برخى قدما به دو جامه از جامههاى يمن يا نجران تعريف كردهاند . « 2 » از اين عنوان در باب ديات سخن رفته است .
جانى يا عاقلهء وى ( - - ) عاقله ) مىتواند جهت پرداخت ديه يكى از شش چيز را پرداخت كند : حلّه ، گاو ، گوسفند ، شتر ، دينار و يا درهم . به عنوان مثال ، ديهء مردى كه به ناحق كشته شده ، دويست حلّه يا دويست گاو يا صد شتر يا هزار گوسفند يا هزار دينار طلا و يا ده هزار درهم نقره است . « 3 »
هامش
( 1 ) مجمع البحرين / واژهء « حلم » .
( 2 ) مستدرك الوسائل 11 / 291 .
( 3 ) بقره / 225 و 235 ؛ توبه / 114 ؛ صافات / 101 ؛ بحارالانوار 1 / 110 - 111 .
( 4 ) وسائل الشيعة 15 / 265 ؛ بحار الانوار 47 / 94 ؛ 77 / 49 ؛ مستدرك الوسائل 11 / 287 .
( 5 ) جواهر الكلام 22 / 466 .
( 6 ) العروةالوثقى [ تكملة ] 3 / 8 .
( 7 ) الكافى فى الفقه / 421 - 422 .
1 شرائع الاسلام 4 / 1016 ؛ ارشاد الأذهان 2 / 232 - 233 ؛ الروضة البهية 10 / 176 ؛ الدرّ المنضود ( فقعانى ) / 320 ؛ النخبة / 57 ؛ منهاج المؤمنين 2 / 280 .
2 كتاب السرائر 3 / 323 .
3 جواهر الكلام 43 / 4 .