توبه به تنهايى موجب رهايى غيبت كننده از تبعات گناه غيبت نمىشود . « 1 »
ديدگاه مقابل آن ، كفايت توبه و عدم وجوب درخواست حلاليت است . بنابر اين ديدگاه ، بر اثر غيبت حقّى براى غيبت شونده ايجاد نمىشود ، هرچند مستحب است غيبت كننده از او حلاليت بطلبد . « 2 »
برخى گفتهاند : وجوب حلاليت طلبيدن - بنابر قول به وجوب آن - نه از جهت ثبوت حقّى براى غيبت شونده ، بلكه حكمى از جانب شارع است كه به جهت هتك آبروى غيبت شونده و ستمى كه به او رفته ، شارع آن را بر غيبت كننده واجب كرده است . « 3 »
بنابر قول به ثبوت حق غيبت به معناى خاص آن ، كه در برابر حكم است ( - - ) حق ) ، حق ياد شده از حقوقى شمرده شده كه از جانب صاحب حق ( غيبت شونده ) قابل اسقاط است ، ليكن قابل نقل و انتقال به ديگرى نيست . « 4 »
( - - ) غيبت ) .
حق قبول وصيّت
حق قبول وصيّت : حق پذيرش وصيّت ، ثابت براى موصى له .
از آن در باب وصيت سخن گفتهاند .
كسى كه براى فردى به مالى وصيت كرده ، ليكن موصى له ( كسى كه براى او وصيّت شده ) قبل از قبول مرده است ، بنابر قول مشهور ، حق قبول به وارث وى منتقل مىشود ؛ خواه موصى له در زمان حيات وصيّت كننده بميرد يا پس از در گذشت او . « 1 »
در حق بودن قبول در وصيّت و بر فرض حق بودن ، در قابليت آن براى انتقال از راه ارث اشكال شده است ؛ بدين جهت ، گروهى در فرض مرگ موصى له قبل از قبول ، قائل به بطلان وصيّت شدهاند . « 2 »
( - - ) وصيّت ) .
حق قَذف
- - ) قذف
حق قَسْم
- - ) قَسْم
هامش
( 1 ) بلغة الفقيه 1 / 17 و 28 .
( 2 ) جواهر الكلام 22 / 72 .
( 3 ) بلغة الفقيه 1 / 38 .
( 4 ) حاشية المكاسب ( يزدى ) 1 / 56 ؛ مهذّب الاحكام 3 / 388 .
1 الروضة البهية 5 / 17 .
2 مسالك الافهام 6 / 128 - 129 .