در از بين بردن حسّى از حواس پنجگانهء ديگرى به جنايت ، قصاص و در صورت عدم امكان آن ، ديه يا ارش ( - - ) ارش ) ثابت است .
( - - ) بينايى ) ( - - ) بويايى ) ( - - ) چشايى ) شنوايى ) ( - - ) بساوايى )
حسادت
- - ) حسد
حسب
حَسَب : شرافت خانوادگى .
از شرافت و نجابت خانوادگى پدران و آنچه مردم از مفاخر آنان مىشمارند ، حسب تعبير مىشود . « 1 » از آن به مناسبت در باب حج ، تجارت و نكاح سخن گفتهاند .
فخر كردن به حسب يا نسب خود ، چنانچه مستلزم تحقير ديگران باشد ، حرام است . « 2 » به خدمت گرفتن كسى كه به جهت حسب و نسب ، اكرام وى لازم است - مانند سادات - مكروه مىباشد . « 3 »
از شرايط ازدواج ، كفو بودن زن و مرد در دين است ؛ بدين معنا كه اگر زن مسلمان است ، شوهر وى نيز بايد مسلمان باشد ؛ ليكن كفو بودن آن دو ، در شرافت خانوادگى ( هم سطح بودن موقعيت اجتماعى دو خانواده ) شرط نيست . « 4 »
از مصاديق تدليس كه موجب ثبوت خيار در عقد نكاح مىگردد اين است كه يكى از دو زوج به دروغ مدّعى حسب عالى براى خود باشد ، به شرط آنكه به گونهء شرط يا وصف در عقد نكاح ذكر شود « 5 » ( - - ) تدليس ) .
( - - ) اشراف )
حِسْبه
- - ) امور حسبى
حسد
حسد : ناخشنودى از موفقيّت كسى و زوال نعمت او را تمنا كردن . « 1 »
از آن در بابهايى نظير صلات و شهادات سخن گفتهاند .
هامش
( 1 ) مجمع البحرين / واژهء « حسب » .
( 2 ) المعتمد فى شرح المناسك 4 / 155 .
( 3 ) جواهر الكلام 22 / 467 .
( 4 ) 30 / 106 - 110 .
( 5 ) هداية العباد ( گلپايگانى ) 2 / 357 ؛ مهذّب الاحكام 25 / 135 .
1 رسائل الشهيد الثانى ( ق ) / 304 ؛ جواهر الكلام 41 / 52 .