تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
حسد از صفات بسيار زشت و از خطرناك‌ترين و بزرگ‌ترين گناهان ( - - ) گناه كبيره ) و نخستين گناهى است كه فرزند آدم ( قابيل ) بدان مبتلا گرديد و بر اثر ابتلاى به آن برادرش ( هابيل ) را كشت . « 2 » روايات متعددى از حسد با لحنى شديد نكوهش كرده « 3 » و آن را از ريشه‌هاى كفر ، « 4 » نابود كنندهء ايمان ، همچون آتش كه هيزم را نابود مىكند « 5 » و آفت دين « 6 » معرفى كرده‌اند . البته بنابر تصريح گروهى ، حسد در صورتى كه در گفتار يا كردار بروز كند ، گناه كبيره به شمار رفته و حرام است و صرف خطور آن در قلب بدون ترتّب اثرى بر آن ، حرام نمىباشد « 7 » ( - - ) حديث رفع ) . حسد از موانع قبولى نماز شمرده شده است . « 8 » تظاهر به حسد موجب زوال عدالت ( - - ) عدالت ) مىگردد ؛ در نتيجه شهادت حسود پذيرفته نمىشود . « 9 »

حسم

حَسْم : بند آوردن خون موضع قطع شده با داغ كردن و مانند آن . حسم در لغت به معناى قطع و منع و در اصطلاح عبارت است از اينكه موضع قطع شده از دست يا پاى بزهكار به سبب اجراى حد ، در روغن جوشيده فروبرده و يا با آهن گداخته داغ شود تا رگها بسته و جريان خون قطع گردد . « 1 » از اين عنوان در باب حدود سخن گفته‌اند . حسم ، پس از قطع دست دزد مستحب است و هزينهء آن از بيت المال پرداخت مىگردد . « 2 » در اجراى حدّ محارب ( - - ) محاربه ) پس از قطع هر يك از دست راست و پاى چپ وى حسم انجام مىگيرد « 3 » ( - - ) داغ ) .
هامش
( 2 ) رسائل الشهيد الثانى ( ق ) / 310 و 312 . ( 3 ) وسائل الشيعة 15 / 365 - 368 . ( 4 ) 339 . ( 5 ) 365 . ( 6 ) 366 . ( 7 ) الدروس الشرعية 2 / 126 ؛ مفاتيح الشرائع 2 / 25 ؛ الدرر النجفية 3 / 149 - 150 ؛ جواهر الكلام 41 / 52 - 53 . ( 8 ) مستمسك العروة 5 / 617 . ( 9 ) مسالك الافهام 14 / 184 . 1 لسان العرب / واژهء « حسم » ؛ كتاب السرائر 3 / 504 . 2 كتاب السرائر 3 / 504 . 3 جواهرالكلام 41 / 596 .