ديگر احكام : در حج بذلى بدهكارى مانع استطاعت و وجوب حج بر مبذولله نيست ، مگر آنكه دين ، حالّ باشد و طلبكار آن را مطالبه كند و با نرفتن به حج بتواند آن را بپردازد كه بسيارى در اين صورت حج را واجب ندانستهاند . « 14 »
بنابر قول مشهور ، بذل هزينهء حج پدرِ غير مستطيع بر فرزند واجب نيست . « 15 »
حج بلدى
حج بَلَدى : مقابل حج ميقاتى .
حج بلدى حجى را گويند كه به نيابت از منوب عنه از شهر وى انجام گيرد ؛ مقابل حج ميقاتى كه از ميقات انجام مىشود . از آن در باب حج سخن گفتهاند .
ميّتى كه حج بر عهدهاش استقرار يافته ، بر ولىّ او واجب است از اصل تركهء ميّت ( - - ) تركه ) هزينهء حج او را جدا سازد تا از طرف او حج بگزارند ؛ « 1 » ليكن آيا واجب است از طرف ميّت حج بلدى به جا آورند يا حج ميقاتى كفايت مىكند ؟
مسئله اختلافى است . قول دوم ، مشهور ، بلكه بر آن ادعاى اجماع شده است . در مقابل مشهور ، برخى در صورت وسعت مال ، قائل به وجوب حج بلدى و درصورت عدم كفاف مال ميّت ، قائل به وجوب آن از نزديكترين مكان به شهر منوب عنه شدهاند .
بنابر قول مشهور ، حج از نزديكترين ميقاتهابه مكّه انجام مىگيرد و در صورت عدم امكان ، از غير آن ، با رعايت نزديكترين مكان به ميقات . « 2 » البته چنانچه حج جز از بلد ميّت امكانپذير نباشد ، حج بلدى ، واجب و تمامى هزينهء آن از اصل تركه برداشته مىشود . « 3 »
در اينكه مراد از بلد ميّت ، وطن او است يا شهرى كه در آن از دنيا رفته ، اختلاف
هامش
( 14 ) جواهر الكلام 17 / 266 ؛ العروة الوثقى 4 / 400 .
( 15 ) جواهر الكلام 17 / 275 - 277 .
1 جواهرالكلام 17 / 313 - 314 .
2 320 - 322 ؛ العروة الوثقى 4 / 463 ؛ معتمد العروة 1 / 318 .
3 العروة الوثقى 4 / 464 ؛ مستمسك العروة 10 / 264 .