چكاوك
چكاوك [ قُبرَّه ؛ قُنْبَرَه ] : كاكلى .
چكاوك پرندهاى است خوش آواز كه كمى بزرگتر از گنجشك است و تاج بر سر دارد . « 1 »
از آن به مناسبت در باب حج و اطعمه و اشربه نام بردهاند .
كشتن و نيز خوردن گوشت چكاوك مكروه است . « 2 » در بعضى روايات - از آن جهت كه اين پرنده در تسبيح خود بر دشمنان اهل بيت عليهم السّلام لعن مىفرستد - از ناسزا گويى و بازيچه قرار دادن آن براى كودكان نهى شده است . « 3 »
كشتن چكاوك در حال احرام موجب ثبوت كفّاره ( - - ) كفّاره ) ، و كفّارهء آن بنابر مشهور يك مُدّ طعام است . مقابل مشهور قول به وجوب يك گوسفند است . « 4 »
( - - ) پرنده ) .
چكمه
- - ) خُفّ
چلپاسه
- - ) وزغ
چموشى
چموشى : حالت سركشى و ناآرامى حيوان .
از آن به مناسبت در بابهايى نظير صلات ، تجارت ، ضمان و صيد و ذباحه سخن رفته است .
كسى كه ناگزير از خواندن نماز بر چارپا همچون اسب است بايد قبله را رعايت كند . اگر حيوان به جهت چموشى او را از قبله منحرف نمايد ، در صورت عدم امكان توجّه به قبله نماز صحيح است ، هرچند مدّت انحراف طولانى باشد . « 1 »
چموشى حيوان - در حدّ عدم يا دشوار بودن اصلاح پذيرى آن - عيب به شمار مىرود و موجب ثبوت خيار عيب ( - - ) خيار عيب ) است . از اين رو ، هرگاه مركبى خريدارى يا اجاره شود ، سپس معلوم گردد كه چموش است ، خريدار يا مستأجر مىتواند معامله را برهم زند « 2 » و سوار شدن آنان بر حيوان براى مهار كردن چموشى آن ، تصرّفِ مُسقِط خيار به شمار نمىرود . « 3 »
اگر حيوان چموشى به كسى صدمه بزند با كوتاهى صاحب آن در مهار و حفظ كردن حيوان ، صاحبش ضامن است . « 4 » چنانچه رو به قبله كردن حيوان چموش
هامش
( 1 ) لغت نامهء دهخدا .
( 2 ) مستند الشيعة 15 / 91 ؛ جواهر الكلام 36 / 313 .
( 3 ) وسائل الشيعة 23 / 395 .
( 4 ) المبسوط 1 / 340 ؛ جواهر الكلام 20 / 244 .
1 قواعد الاحكام 1 / 253 ؛ ذكرى الشيعة 3 / 193 ؛ جواهرالكلام 7 / 426 .
2 تذكرة الفقهاء 11 / 203 ؛ المهذّب 1 / 487 ؛ جامع الشتات 2 / 84 .
3 تذكرة الفقهاء 11 / 124 .
4 مجمع المسائل 2 / 102 .