چشم بندى
- - ) شعبده
چشمه
چشمه : محلّ جوشش آب از زمين به طور طبيعى .
از احكام آن در بابهاى طهارت ، صلات و احياء موات سخن گفتهاند .
طهارت : آب چشمهاى كه جريان دارد ، آب جارى به شمار مىرود و احكام خاص آن را دارد ( - - ) آب جارى ) . در الحاق آب چشمهاى كه به جهت كم بودن آن جريان ندارد به آب جارى و عدم الحاق ، اختلاف است . مشهور قول دوم است . « 1 »
استشفا به چشمههاى آب گرم مكروه است . برخى ، وضو يا غسل با آن ، و برخى ديگر هر نوع استفاده از چنين آبهايى را مكروه دانستهاند . « 2 » در مقابل ، بسيارى كراهت را به استفاده از آن به قصد درمان اختصاص دادهاند . « 3 »
صلات : از موارد مشروعيت نماز استسقا ( - - ) نماز باران ) ، هنگام خشك يا كم شدن آب چشمهها است . « 4 »
احياء موات : چشمهاى كه ملك كسى نيست از مشتركات ( - - ) مشتركات ) است و همگان در استفاده از آن يكسانند و اگر كسى به قصد تملّك ، آب آن را حيازت كند ( مثلا با ظرفى از آن آب بردارد ) مالك آب مىشود ؛ « 5 » ليكن چشمهاى كه با احداث كسى در زمين موات جارى شده ، ملك احداث كنندهء آن است و كسى بدون اجازهء او حقّ تصرّف در آن ندارد . « 6 »
چشمهء احداث شده در زمين موات داراى حريم است . چشمه دو حريم دارد :
1 . محدودهاى از اطراف چشمه كه در بهره ورى از آن و نيز اصلاح و تميز كردن ( ريختن گل و خاك چشمه ) به طور عادت مورد نياز است . در اين محدوده كسى بدون اجازه حقّ تصرّف ندارد . « 7 »
هامش
( 1 ) التنقيح ( الطهارة ) 1 / 112 ؛ دليل العروة الوثقى 1 / 65 .
( 2 ) مجمع الفائدة 11 / 288 - 289 ؛ رياض المسائل 12 / 249 ؛ معالم الدين ( قسم الفقه ) 1 / 402 .
( 3 ) . كتاب السرائر 1 / 95 ؛ كشف اللثام 1 / 383 ؛ جواهر الكلام 1 / 335 .
( 4 ) جواهر الكلام 12 / 151 - 152 .
( 5 ) 38 / 123 - 124 .
( 6 ) 116 ؛ منهاج الصالحين ( خويى ) 2 / 165 .
( 7 ) منهاج الصالحين ( خويى ) 2 / 153 .