تقوا
تقوا : پرهيز از گناه .
تقوا صفتى است كه انسان را از گناه و نافرمانى خداوند متعال باز مىدارد و بر طاعت و بندگى او برمىانگيزد . به شخص متّصف به اين صفت متقى گفته مىشود . از آن به مناسبت در بابهاى اجتهاد و تقليد ، صلات و جهاد سخن رفته است .
حكم : صفت تقوا محبوب و ممدوح خداوند است و در قرآن كريم بهترين توشهء آخرت دانسته « 1 » و در روايات به آن بسيار سفارش شده است . « 2 » توصيه به تقوا در خطبهء نماز جمعه بر امام جمعه واجب است « 3 » ( - - ) نماز جمعه ) . در صورت مساوى بودن دو مجتهد از نظر علمى ، با تقواتر بودن يكى از آنان از اسباب ترجيح تقليد به شمار مىرود . « 4 » همچنين پرهيزگارتر بودن در فرض تعدّد امام جماعت و اختلاف نمازگزاران در تقديم يكى از آنان ، جزء اسباب تقديم و ترجيح شمرده شده است « 5 » ( - - ) اورع ) .
( - - ) عدالت )
تقويم
- - ) قيمتگذارى
تقيّه
تقيّه : ابراز عقيده يا انجام دادن كارى بر خلافنظر و اعتقاد قلبى .
تقيّه در لغت عبارت است از نگاه داشتن ، پرهيز كردن و پنهان نمودن و در اصطلاح شرع ، صيانت خويش از صدمهء ديگرى با ابراز همسويى با او در گفتار يا رفتار مخالف حق ؛ « 1 » و به تعبير برخى ، پنهان كردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان به منظور تحفّظ از زيان دينى و دنيايى . « 2 »
در تقيّه بر خلاف نفاق - كه موضوع آن پنهان كردن شرك و باطل و تظاهر به حق است - مؤمن به دليل بيم از رسيدن ضرر به او از اظهار حقيقت خوددارى مىكند .
تقيّه در حقيقت از يكسو ، سپر دفاعى براى مؤمن جهت مصون ماندن از تعرّض دشمن و تحفّظ از خطرهايى همچون حبس ،
هامش
( 1 ) . بقرة / 197
( 2 ) . وسائل الشيعة 15 / 240 - 248
( 3 ) . جواهر الكلام 11 / 211
( 4 ) . العروة الوثقى 1 / 6
( 5 ) . جواهر الكلام 13 / 366 .
1 . التقية ( شيخ انصارى ) / 37 ؛ لسان العرب / واژهء « وقى »
2 . تصحيح اعتقادات الإمامية / 137