مدلول دو دليل متعارض يا حكم شرعى است و يا موضوع خارجى . موضوع خارجى نيز يا از دعاوى است ( - - ) دعوا ) يا از غير آن . از تعارض قسم اوّل در اصول فقه ، بحث تعادل و تراجيح ( - - ) تعادل و تراجيح ) و از قسم دوم در بابهاى مختلف فقهى تحت عنوان « تعارض بيّنهها » سخن رفته است ( - - ) بيّنه ) .
( - - ) شهادت )
تعاطى
- - ) معاطات
تعاقب
تعاقب : انجام دادن چند كار ، يكى پس از ديگرى .
از آن به مناسبت در بابهاى نكاح ، غصب ، حدود ، قصاص و ديات سخن رفته است .
اگر همسر بالغ مردى ، دو همسر كوچك ديگر او را به تعاقب شير دهد در صورتى كه صاحب شير ، غير زوج و شير دادن قبل از آميزش زوج با شير دهنده باشد ، زوجهء بالغ بر زوج حرام ابدى مىشود و عقد زوجهء صغيرى كه ابتدا شير خورده است باطل مىگردد ؛ ليكن عقد زوجهء خردسال دوم به قوّت خود باقى است .
امّا اگر صاحب شير زوج باشد ، هر سه همسر بر مرد ، حرام ابدى مىشوند . « 1 »
اگر چند نفر به تعاقب در مالى غصبى تصرّف كنند همه ضامناند و مالك مىتواند براى دريافت غرامت به هريك از آنان رجوع كند ( - - ) تعاقب ايدى ) .
جنايتكارى كه دستهاى چند نفر را به تعاقب قطع كرده است ، دو دست و دو پاى وى به ترتيب ، دست راست در برابر قطع نخستين دست و همينطور تا پاى راست در برابر قطع چهارمين دست ، قصاص مىشود و به افراد باقى مانده از مال جانى ديه پرداخت مىگردد . « 2 »
هرگاه كسى با يك عبارت ، گروهى را قذف كند ( - - ) قذف ) مانند اينكه بگويد اينان زناكارانند ، بنابر قول مشهور اگر همه با يكديگر قذفكننده را نزد قاضى ببرند بر او تنها يك حد جارى مىشود ؛ امّا اگر به تعاقب به قاضى مراجعه كنند با مراجعهء هركدام يك حد بر قذفكننده ثابت مىگردد . « 3 »
هامش
( 1 ) . بلغة الفقيه 3 / 182 - 183
( 2 ) . ارشاد الأذهان 2 / 209 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 541
( 3 ) . جواهر الكلام 41 / 421 و 423