سفارش شده است با نافلهء مغرب تداخل و در نتيجه ، اين چهار ركعت از آن چهار ركعت كفايت مىكند يا نه ، اختلاف است . « 7 »
حج : اگر كسى نذر كند به حج برود ، سپس مستطيع شود ، در كفايت انجام دادن يك حج از دو حج اختلاف است . « 8 »
طلاق : اگر عدّهء وطى به شبهه ( - - ) آميزش به شبهه ) با عدّهء طلاق يا وفات تلاقى پيدا كند - مانند آنكه زنى در عدّهء وفات يا طلاق وطى به شبهه شود يا برعكس - بنابر مشهور زن بايد دو عدّه نگه دارد و دو عدّه - بنابر اصل عدم تداخل - تداخل نمىكنند « 9 » ( - - ) عدّه ) .
قصاص : اگر كسى ، ديگرى را مجروح كند و بكشد ، در صورتى كه جرح و قتل با يك ضربه تحقّق يابد ، قصاص عضو در قصاص نفس تداخل مىكند و تنها ، قصاص نفس ثابت مىگردد ؛ ولى اگر با دو ضربه - كه بين آن دو فاصله افتاده باشد - تحقّق يابد مانند آنكه نخست دستش را قطع كرده ، سپس او را كشته است ، دو قصاص ثابت مىگردد و تداخل صورت نمىگيرد و اگر جرح و قتل با دو ضربهء پىدرپى صورت گرفته باشد در تداخل و عدم تداخل اختلاف است « 10 » ( - - ) قصاص ) .
حدود : كسى كه چند نفر را جداگانه قذف كرده است ، براى هريك از قذفها يك حد ثابت مىشود و حدود با يكديگر تداخل نمىكنند ؛ ليكن اگر چند نفر با يك جمله قذف شوند و همهء آنان با هم خواستار حد باشند ، حدود تداخل پيدا مىكنند و بر قذفكننده تنها يك حد جارى مىشود ؛ ولى اگر هريك از قذف شدگان جداگانه خواستار حد باشد ، بنابر قول مشهور ، قذفكننده به تعداد افراد قذف شده حد مىخورد « 11 » ( - - ) قذف ) .
ديات : كسى كه ديگرى را مجروح كرده و سپس كشته است در صورتى كه جرح و قتل با يك ضربه تحقّق يافته باشد ، ديهء عضو در ديهء نفس تداخل پيدا مىكند و تنها يك ديه ( ديهء نفس ) ثابت مىگردد .
همچنين - بنابر مشهور - اگر جرح و قتل با دو ضربه تحقّق يافته باشد . برخى در اين صورت با استناد به اصل عدم تداخل ، دو ديه را ثابت دانستهاند . « 12 »
هامش
( 7 ) . 12 / 211 - 212
( 8 ) . العروة الوثقى 2 / 494
( 9 ) . 821
( 10 ) . مبانى تكملة المنهاج 2 / 23 - 24
( 11 ) . جواهر الكلام 41 / 420 - 421
( 12 ) . مبانى تكملة المنهاج 2 / 21 - 22 .