تخوّى
تخوّى [ - تخويه ] : قرار دادن دستها بر زمين قبل از زانوها ، هنگام رفتن به سجده / تجافى ( - - ) تجافى ) .
عنوان ياد شده در باب صلات به كار رفته است .
تخوّى به معناى نخست براى مرد مستحب است . « 1 »
تخيّل
تخيّل : حاضر ساختن صورت چيزى در ذهن / پندار .
از تخيّل به معناى اوّل به مناسبت در باب صوم و حج سخن رفته است .
خارج كردن منىّ با قصد ، به تخيّل صورتهاى شهوت برانگيز از مصاديق استمناء ( - - ) استمناء ) به شمار رفته و موجب بطلان روزه و ثبوت كفّاره ( - - ) كفّاره ) خواهد بود . « 1 »
در حرمت استمناء بر محرم و موجب بودن آن براى كفّاره ، فرقى بين اسباب آن از قبيل ملاعبه و تخيّل نيست . « 2 »
بنابر تصريح برخى ، بر حرمت صرف تخيّل صور شهوتانگيز بدون قصد انزال ، دليلى وجود ندارد ؛ هرچند ترك آن - به جهت بيم وقوع در گناه - بهتر است . « 3 » ( - - ) اخطار )
از تخيّل به معناى دوم در بابهايى نظير اجتهاد و تقليد ، طهارت و صلات به مناسبت سخن گفته شده است كه به نمونههاى از آن اشاره مىشود .
اجتهاد و تقليد : هرگاه كسى از مجتهدى به خيال زيد بودن تقليد كند ، سپس معلوم شود عمرو بوده است ، با مساوى بودن هر دو از جهت فضيلت ، تقليدش صحيح است ؛ مگر آنكه تقليد ، حيث تقيّد به زيد داشته باشد ؛ بدين معنا كه قصدش تنها تقليد از زيد بوده نه كسى ديگر . برخى در اين فرض ، صحّت تقليد
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 / 112 ؛ الروضة البهية 1 / 622 .
1 . جواهر الكلام 16 / 293
2 . 18 / 307
3 . ارشاد السائل / 124