تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
هبه : پدر مىتواند برخى فرزندان خود را - كه از مزاياى شرعى و عقلايى همچون دانش ، تقوا و خردمندى برخوردارند - به هبه يا عطيّه اختصاص دهد ؛ ولى اگر تخصيص سبب ايجاد فتنه و اختلاف بين آنان شود حرام است . « 4 » نكاح : زنى كه با مرد متأهّل ازدواج كرده بنابر مشهور اگر دوشيزه باشد به هفت شب حقّ همخوابگى از اوّل زفاف اختصاص مىيابد و اگر بيوه باشد به سه شب . « 5 » قضاء : بر قاضى ، تخصيص يكى از دو طرف دعوا در خطاب مكروه است ؛ بلكه مستحب است از هر دو طرف بخواهد سخن بگويند يا از مدّعى بخواهد طرح دعوا كند . « 6 »

تخطئه

تخطئه : اصطلاحى در اصول فقه ، در مقابل تصويب . تخطئه عبارت است از ديدگاهى كه معتقد است از سوى شارع براى همهء مكلّفين - اعم از عالم و جاهل - احكام واقعى جعل شده است و علم و جهل افراد نقشى در ثبوت تكليف يا عدم آن ندارد . از سوى ديگر امارات ( - - ) اماره ) و اصولى ( - - ) اصل ) كه جهت احراز واقع جعل شده‌اند ، تنها نقش منجّزيت - در صورت اصابت به واقع - و معذّريت - در صورت وقوع خطا - دارند و تغييرى در واقع ايجاد نمىكنند . بدين جهت از مؤدّاى اماره به حكم ظاهرى ( - - ) حكم ظاهرى ) تعبير مىشود ؛ از آن جهت كه احتمال دارد مخالف واقع باشد . « 1 » از اين عنوان در اصول فقه بحث شده است . عالمان شيعى و بسيارى از مسلمانان غير شيعى قائل به تخطئه‌اند كه به آنان « مخطّئه » گفته مىشود . ثمرهء قول به تخطئه و تصويب ( - - ) تصويب ) در مسئلهء اجزاء ( - - ) اجزاء ) آشكار مىشود . بنابر قول به تخطئه در صورت كشف خطاى اماره ، معروف نزد اماميّه ، عدم اجزاء است ؛ چه در احكام و چه در موضوعات ؛ زيرا با كشف خلاف ، واقع در حقّ مكلّف منجّز مىشود و بايد آن را انجام دهد و عذرى بر عدم
هامش
( 4 ) . كلمة التقوى 4 / 242 ( 5 ) . جواهر الكلام 31 / 170 ؛ فقه الصادق 22 / 238 - 240 ( 6 ) . الدروس الشرعية 2 / 74 . ( 1 ) . الاصول العامة / 623