مناسبت وجود دارد ؛ ازاينرو به چنين قياسى ، قياس مناسبت و اخاله نيز گفته مىشود . به عنوان مثال ، شارع مقدّس قتل عمد را موجب ثبوت قصاص دانسته است .
مجتهدى استنباط مىكند كه علّت حكم ، عدوانى بودن عمل است و بر اين اساس حكم قصاص را به هر نوع جنايت عدوانى تعميم مىدهد . « 1 »
اين نوع قياس از ديدگاه فقهاى اماميّه مردود و باطل است و نمىتواند مبناى استنباط احكام شرعى قرار گيرد . « 2 »
تخريص
- - ) تخمين
تخصّر
تخصّر [ - تخصير ] : گذاشتن دست بر تهيگاه و تكيه كردن بر آن / گذاردن دست بر بالاى ران و تكيه دادن بر آن .
از تخصّر به معناى دوم به تورّك ( - - ) تورّك ) نيز تعبير شده و از آن به هر دو معنا در باب صلات سخن رفته است .
تخصّر - به هر دو معناى ياد شده - در نماز كراهت دارد . « 1 »
تخصّص
تخصّص : خروج حقيقى چيزى از موضوع دليل .
واژهء تخصّص در برابر تخصيص ( - - ) تخصيص ) از اصطلاحات علم اصول فقه و عبارت است از خروج حقيقى و وجدانى چيزى از موضوع دليل چيزى ديگر ، مانند خروج زيد جاهل از دليل وجوب اكرام عالمان ( اكرم العلماء ) و سركه از موضوع دليل حرمت شراب . به شىء محكوم به خروج - مانند زيد و سركه در دو مثال ياد شده - « خارج به تخصّص » گفته مىشود .
تفاوت تخصّص با ورود : ورود نيز همچون تخصّص ، خروج حقيقى چيزى از موضوع دليل چيزى ديگر است ، با اين تفاوت كه خروج ، در تخصّص ، وجدانى و در ورود ، تعبّدى است « 1 » ( - - ) ورود ) .
هامش
( 1 ) . الوافية فى اصول الفقه / 239 ؛ الاصول العامة / 315 - 316 ؛ امان الامّة / 116
( 2 ) . تقريرات آية اللّهالمجدد الشيرازى 1 / 169 ؛ بحر الفوائد / 141 ؛ مصباح الهدى فى شرح العروة الوثقى ( آملى ) 7 / 86 .
1 . جواهر الكلام 11 / 91 ؛ العروة الوثقى 1 / 722 .
1 . اصول الفقه 2 / 197 - 198 ؛ فرائد الاصول 2 / 11 و اصطلاحات الاصول / 286 .